
کیوان پهلوان مدرس و پژوهشگر موسیقی نواحی و مذهبی با بیان این مطلب، در آستانه برگزاری این جشنواره، گفت: جشنواره موسیقی فقط این نیست که عدهای نوازنده کنار هم جمع بشوند و هر یک قطعات خود را بنوازند و امسال هم در نهمین جشنواره موسیقی نواحی یکی از نکات اصلی که تلاش داریم آن را برجسته کنیم، تاکید بر موضوع روایت صحیح قطعات موسیقی مناطق توسط نوازندههای جوانتر، از سوی داوران جشنواره است. در واقع این مسئله به نظرم آنقدر مهم است که چه آنهایی که مثل ما در این دوره حضور دارند و چه کسانیکه در دورههای بعد در این جشنواره حضور خواهند داشت باید آن را آویزه گوش خود کنند و جدی بگیرند.
پهلوان در اینباره افزود: در حال حاضر یکی از مشکلاتی که موسیقی نواحی ما با آن روبروست این است که راویان جدید موسیقی، نمیتوانند به درستی آنچه که از استادان خود آموختهاند را روایت کنند و یکی از وظایف جشنواره این است که به راویان جدید گوشزد کند که داشتههای استادان خود را به درستی و به صورت صحیح یاد بگیرند.
این نویسنده و مدرس دانشگاه در ادامه با بیان اینکه در مجموع برگزاری جشنوارهها در هر هنری از جمله موسیقی نواحی دو کارکرد اصلی دارد؛ اظهار داشت: در رابطه با جشنواره موسیقی نواحی نخستین کارکردی که وجود دارد این است که محفلی است برای روایت آنچه در دل موسیقیدانهای برجسته هر منطقه وجود دارد و برگزاری جشنواره آنها را تشویق میکند و به آنها انگیزه میدهد تا در طول سال با تمرین و ممارست، نسبت به روایتهای موسیقایی منطقهشان، بتوانند آنها را به بهترین شکل به بزرگان موسیقی کشور و همچنین هنرمندان موسیقی دیگر مناطق نشان بدهند. علاوه بر اینکه به خودشان نیز ثابت میشود که چقدر توانستهاند راویان خوبی برای موسیقی منطقه خود باشند.
پهلوان با اشاره به تربیت راویان جدید موسیقی نواحی در دل برگزاری هر دوره از جشنواره، ادامه داد: دومین کارکردی که در هر جشنوارهای از جمله جشنواره موسیقی نواحی رقم میخورد، مسئله شناساندن و آشنایی هرچه بیشتر موسیقیدانان پیشکسوت و حتی جوانترها با هنرمندان مناطق مختلف ایران است. به عبارتی جشنواره موسیقی نواحی محفلی است تا این هنرمندان با همدلی، همزبانی و شنیدن و آشنا شدن با تجربیات یکدیگر بتوانند وحدت مهم فرهنگی و موسیقایی ایران زمین را رقم بزنند.
نویسنده کتابهای «موسیقی و ذکر» و "فرهنگ گفتاری در موسیقی ایران" همچنین با اشاره به اینکه؛ به طور طبیعی برگزاری هر جشنوارهای باعث جمع شدن هنرمندان کنار یکدیگر میشود و آنها میتوانند بدین صورت از تجربیات هم استفاده کنند، خاطر نشان کرد: یکی از نکتههای مهمی که در برگزاری جشنوارهها به طور منظم وجود دارد و نباید از آن غافل شد اینست که بواسطه برگزاری جشنوارهها این گردهماییها برای هنرمندان تکرار میشود و با برگزاری جشنواره در واقع محفلی به وجود میآید که هنرمندان موسیقی بتوانند هر سال تجریبات خود را با هم در میان بگذارند.
او با اشاره به برگزاری برنامههایی از جمله هفته فیلم، برگزاری مسابقه عکس و فیلم و نمایشگاه سازهای موسیقی مقامی در این دوره از جشنواره، گفت: در کنار روایت صحیح موسیقی نواحی که مسئله خیلی مهمی هست، نباید فراموش کنیم که به هر روی فرهنگ موسیقی طبعا تنها به بُعد نواختن یک ساز ختم نمیشود و در کنار آن میتوان از طریق فیلم، عکس و ساختارهای هنری دیگری که وجود دارد، بر تجربیات و دانش پژوهشگران، موسیقیدانها و نوازندگان حاضر در جشنواره افزود. ضمن اینکه بدین طریق عموم شهروندان علاقهمندی هم که جشنواره موسیقی نواحی در آنجا برگزار میشود میتوانند با موسیقی نواحی مختلف کشور و فرهنگ هموطنان خود آشنا شوند و این برنامههای جنبی نیز از ویژگیهای دیگر جشنواره امسال است که باید در آینده جدیتر گرفته شود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 6:43
سمیه رمضان ماهی- بخش هنری تبیان

در دوران حکومت ویکتوریا بر بریتانیای کبیر، اصول اخلاقیِ شدید، همراه با اعتقادات دینی و خوش بینی، کاملا بر جامعه قرن نوزدهم حاکم گشت. پس از گذار از عصر روکوکویی در قرن گشته، اکنون جامعه پذیرای آرامشی برآمده از ایمان همراه با روشنفکری بود. شاید بتوان بنیادی ترین تفکر حاکم بر عصر ویکتوریایی را در این شعار معروف و رایج در آن زمان یافت:" خداوند در ملکوت است و اوضاع از هر جهت روبه راه است".
این آرامشِ حاکم بر جامعه، سبب گسترش هنر شد؛ سنن خانوادگی، ارزشهای میهن پرستی، جایگاه اخلاقی همدردی و صمیمیت، همگی بر هنر موثر افتاد و تلاش شد در طرح های هنری ثبت و منتقل گردد؛ مانند نقوشی که دوشیزگان زیبارو را همراه با کودکانی شاد تصویر می کنند که در حال بازی با سگ ها و حیوانات خانگی، ساعاتی پر از شور و شعف را سپری می کنند.
این خوش بینی، سبکی هنری را شکل داد که در کل متمایل به پیچیدگی، زرق و برق با تزئینات پرشاخ و برگ، حواشی و استفاده از حروف تزئینی گرافیکی بود. طرح هایی به شدت ارگانیک، که سبکی التقاطی را شکل می داد که با طراحی های متضاد از اشکال گیاهیِ دوران باروک، حروفِ قرون وسطایی، نقوش هندسی و درهم بافت گوتیکی وابستگیش به هنر ادوار گذشته را نمایش می داد و در عین حال به دلیل استفاده از قرینگی، تزئینات دو بُعدی و نقوش حیوانات عجیب الخلقه یادآور هنر شرق نیز بود.
هرچند هنر غرب در دوران پیشارنسانسی و در عصر رومانسک و گوتیک، بسیار به انگاره های هنر شرقی و تفکر عرفانی شبیه بود، اما با شروع رنسانس، و همزمان با کشف "علمِ مناظر و مرایا" (پرسپکتیو) از یک سو و کشف رنگ و روغن و رواج بوم نقاشی، آنچنان تحولی در هنر و پرداخت واقعگرایانه به موضوعات هنری رخ داد که شاید احتمال بازگشت به فضای عصر قرون وسطایی را در کل ناممکن می نمود. اما در بزنگاه تاریخیِ قرن نوزدهم، اتفاقاتی دست به دست هم دادند که هنر را به سمت تزئینی شدن دوباره سوق داده و در عین حال زمینه را برای ایجاد رشته ای مستقل با عنوان "طراحی گرافیکی" آماده ساختند.
بطور کلی این زمینه ها را ذیل چهار عنوان کلی می توان بررسی کرد که در این مقاله به دو بخش و در مقاله آینده به دو قسمت دیگر خواهیم پرداخت:
انقلاب صنعتی به معنای "استفاده گسترده از ماشین در تولید"، از اواسط قرن هجدهم در انگلستان آغاز شد. شاید بتوان چنین استنباط کرد که همین مرکزیت انگلستان به عنوان کشورِ آغازگرِ انقلاب صنعتی، زمینه ساز آن شد که نام قرن نوزدهم، از نام حاکم بریتانیا یعنی ویکتوریا اقتباس شود و عصر ویکتوریایی، به عنوان شاخصه قرن نوزهم در اروپا رایج گردد.
انقلاب صنعتی به طور کلی در سه عرصه ایجاد شد: بافندگی و تولید پارچه های زیبا با طرح های پیچ در پیچ گلهای استلیزه شده، کاربست زغال سنگ و همچنین ذوب آهن در عرصه تولیدکه در نهایت باعث ایجاد و اختراع ماشین بخار شد. تمامی این موارد، پایه های لازم برای زندگیِ ماشینی را فراهم کرد و دوران پر از فراز و نشیبِ زندگی بشر، وارد عصر جدیدی شد که بعدها به آن "عصر ماشین" لقب دادند.
غرب پلکان ترقی به سمت صنعتی شدن را با سرعتی غیر قابل باور طی کرد و همین پیشرفت ها زمینه ساز تحولاتی اجتماعی و سیاسی شد: اول آنکه به دلیل نیاز به منابع اولیه مانند نفت و معادنی چون مس، آهن و طلا، کشورهای تازه صنعتی شد اروپا شروع به استعمارگری در کشورهای آسیایی و افریقایی نظیر هند و مصر کردند. جالب آن که در همین استثمارگری می توان اولین نشانه های آشنایی مستشاران غربی را با فرهنگ و هنر شرقی یافت. دوم آنکه ایجاد کارخانه های متعدد در اروپا، جامعه را از صنعتگرانِ خُرد به سمت کارگران عمده پیش برد. سختی کار در کارخانه ها سبب ورود زنان و کودکان به عرصه تولید شد و زمینه را برای آنچه که بعدها تحت عناوینی چون فمنیست ، حق شهروندی، حق رای زنان و قانون منع کار برای کودکان بود فراهم آورد. از سویی دیگر، نیاز روزافزون به کارگر سبب ورود کارگران کشورهای مستعمره به بافت جامعه اروپایی شد و این موضوع نیز از وجهی متفاوت غرب را با فرهنگ و سنن شرق آشنا ساخت.
هرچند تحولات صنعتی غرب را تحت عنوان انقلاب صنعتی نام می نهند اما این پیشرفت، چیزی نبود که یک شبه و به یکباره رخ دهد. ریشه های شروع این تحولات و از سویی احساس نیاز به حضور صنعت در زندگی را می توان تا 400سال قبل و در واقع شروع رنسانس در اروپا به عقب راند.
رنسانس، به معنای دگرگونی، به آن عصر از تاریخ غرب لقب داده می شود که اندیشه های متعصب دینی و حضور پررنگ کلیسا در تمامی عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به کنار نهاد و حضور "انسان عصر جدید" را ، به عنوان موجودی اندیشمند و دارای قدرت تغییر زندگی، محکم ساخت. چند اتفاق به این تحول کمک کرد: اول کشفیات دانشمندانی چون گالیله و سپس کپرنیک که برخلاف کتاب مقدس، اثبات کردند که زمین بی حرکت نیست و در مرکز عالم قرار ندارد، بلکه به دورِ خورشید می چرخد. دوم ظهور مارتین لوتر که با ترجمه کتاب مقدس از لاتین به آلمانی، کلیسا را به عنوان تنها پل ارتباطی میان انسان و خدا حذف کرد و با تشکیل شاخه پروتستان، قدرت کلیسا را به شدت تضعیف نمود. سوم آنکه در قرن هفدهم، ظهور فلاسفه ای مانند رنه دکارت - که نقش انسان را در تفکر فلسفی پررنگ کرد- و همچنین کانت با مطرح کردن فلسفه ایده آلیست انتقادی- که روش تفکر و جایگاه بشر را موشکافانه مورد بررسی قرار می داد- همه و همه سبب تثبیت نقش "انسان" در عرص "حضور" شد.
در چنین بینشی، دیگر هر حرکت و اندیشه ای نه از برای رسیدن به خدا و تعالی روح، بلکه به سبب هرچه راحت تر زیستن انسان انجام می گرفت و همین امر سبب اهمیت یافت پیشرفتهای صنعتی در زندگی ماشینی گشت. هرچند این اتفاق به افراطی ترین شکل در قرن بیستم دنبال و تلاش شد معنویت از عرصه زندگی به طور کامل حذف گردد، اما گسترش پوچی و نهلیسم در جامعه غربی، اشتباه بودن این اندیشه را ثابت کرد و در عصر پست مدرن رجعتی به پیشامدرن را شکل داد.
ادامه دارد.....
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 6:43
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

وی در ابتدای این نشست گفت: این سومین نمایشگاه نقاشی من است که با حمایت و پشتیبانی خانه هنرمندان ایران برگزار می شود. البته نمایشگاه اول من سال ها پیش در گالری شیرین و نمایشگاه دوم در لس آنجلس آمریکا برگزار شد که خوشبختانه این دو نمایشگاه با استقبال خوب علاقه مندان مواجه شد.
همین موضوع و اعتقادی که بنده به ارتباط بین هنرها دارم باعث شد بار دیگر تصمیم بگیرم بیش از ۵۰ اثر از تابلوهایم را در معرض دید علاقه مندان قرار دهم. البته علاقه من به نقاشی از زمانی آغاز شد که به موسیقی علاقه مند شدم. وقتی به کشورهای مختلف سفر می کردم به ارکستراسیون و رنگ آمیزی در موسیقی بیشتر پی می بردم و همواره دوست داشتم بین دو فضای موسیقی و نقاشی ترکیب و ارتباطی برقرار کنم که بتوانم در قالب آن رنگ سازها و ملودی ها را در بوم نقاشی بیاورم.
چکناواریان بیان کرد: به طور حتم کار من نقاشی نیست، اما جالب است که بدانید در این مدت که به نقاشی علاقه مند شدم بیش از ۱۰۰ تابلو نقاشی کردم و بعد از اینکه این کار را انجام دادم در فکرم این ذهنیت به وجود آمد که به خانه هنرمندان ایران پیشنهاد دهم تا اگر برایشان امکان دارد نمایشگاهی را برپا کنند. من مطمئنم با دیدن این تابلوها بیننده می تواند در ذهن خود موسیقی بشنود و این همان موضوعی است که بسیار به آن علاقه مند بوده و هستم.
من به نقاشی علاقه بسیاری دارم، به علاوه داستان نیز می نویسم که مجموعه ای از این داستان ها که بعضی به فارسی و بعضی ترجمه داستان های انگلیسی من است مهرماه امسال منتشر خواهد شد. به علاوه به سینما نیز بسیار علاقه دارم و دوست دارم فیلم هم بازی کنم. همه هنرها به هم مربوط هستند و اگر شما در یک زمینه کار می کنید می توانید باقی آنها را نیز تجربه کنید
وی ادامه داد: همه از اینکه یک موزیسین نقاشی می کند تعجب می کنند و می پرسند یک آهنگساز با نقاشی چه کار دارد؟ به نظرم همه هنرها هم خانواده هستند. در واقع رنگ ها برای من جذاب هستند، رنگ آمیزی تابلوها مرا به این فکر انداخت آیا می شود با همین رنگ ها موسیقی ساخت؟ من هر رنگ را به شکل سازی می بینم و ارکستراسیون را با استفاده از این رنگ ها و ارتباط آنها با یکدیگر می سازم. این اتفاق 10 سال قبل افتاد اما مدتی قبل به این فکر کردم که آیا می توانم آنچه به شکل موسیقی می شنوم را با رنگ بیان کنم؟ البته من هر روز نقاشی نمی کنم بلکه ممکن است یک هفته در ماه را به نقاشی اختصاص دهم.
این موزیسین درباره نقاشی هایش همچنین توضیح داد: من از علامت های موسیقی در آثارم بسیار استفاده می کنم. موسیقی علم عجیبی است و اگر شما هزار سال هم کار کنید امکان ندارد همه چیز را بدانید. هیچ رشته هنری دیگری این قدر کار تکنیکال ندارد با این حال بدبختی ما در موسیقی این است که هرچه قدر هم شما آهنگ بنویسید تا اجرا نشود فایده ای ندارد و کسی از آن آگاه نخواهد شد، با نقاشی این حس دیگر وجود ندارد و می بینم که حاصل کارم پس از خلق به راحتی قابل دیدن است و دیگران می توانند آن ببینند.
وی با بیان اینکه نقاشی هایش برای فروش نیست اظهار کرد: یک بار یکی از نقاشی هایم را فروختم و بسیار ناراحت شدم احساس می کردم یکی از فرزندانم را فروخته ام. به همین دلیل نمی توانم آنها را به کشور دیگری ببرم، نمایشگاه در خارج از کشور به اسپانسر نیاز دارد و برای این کار هم آثار باید فروشی باشند. از خانه هنرمندان متشکرم که بدون هیچ هزینه ای قبول کرد آثارم را به نمایش بگذارد.
چکناواریان درباره علاقه مندی اش به سایر هنرها نیز اظهار کرد: من به نقاشی علاقه بسیاری دارم، به علاوه داستان نیز می نویسم که مجموعه ای از این داستان ها که بعضی به فارسی و بعضی ترجمه داستان های انگلیسی من است مهرماه امسال منتشر خواهد شد. به علاوه به سینما نیز بسیار علاقه دارم و دوست دارم فیلم هم بازی کنم. همه هنرها به هم مربوط هستند و اگر شما در یک زمینه کار می کنید می توانید باقی آنها را نیز تجربه کنید. کار اصلی من در ارکستر است اما باقی هنرها را هم دوست دارم.
این رهبر ارکستر همچنین درباره حضور در ارکستر ملی نیز گفت: من به عنوان رهبر مهمان در ارکستر ملی حضور دارم و همیشه نیز به شکل رهبر مهمان کار کرده ام. دوست ندارم پایبند کاری باشم زیرا آزادی ام برایم از همه چیز مهم تر است. بدون آزادی نمی توانم خلاقیت داشته باشم.
نمایشگاه "موسیقی روی بوم" از 30 فروردین تا 5 اردیبهشت در خانه هنرمندان ایران برگزار می شود .
منابع:
- هنر آنلاین
- فرهنگ و هنر
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 6:43
سمیه رمضان ماهی- بخش هنری تبیان

در دوران حکومت ویکتوریا بر بریتانیای کبیر، اصول اخلاقیِ شدید، همراه با اعتقادات دینی و خوش بینی، کاملا بر جامعه قرن نوزدهم حاکم گشت. پس از گذار از عصر روکوکویی در قرن گشته، اکنون جامعه پذیرای آرامشی برآمده از ایمان همراه با روشنفکری بود. شاید بتوان بنیادی ترین تفکر حاکم بر عصر ویکتوریایی را در این شعار معروف و رایج در آن زمان یافت:" خداوند در ملکوت است و اوضاع از هر جهت روبه راه است".
این آرامشِ حاکم بر جامعه، سبب گسترش هنر شد؛ سنن خانوادگی، ارزشهای میهن پرستی، جایگاه اخلاقی همدردی و صمیمیت، همگی بر هنر موثر افتاد و تلاش شد در طرح های هنری ثبت و منتقل گردد؛ مانند نقوشی که دوشیزگان زیبارو را همراه با کودکانی شاد تصویر می کنند که در حال بازی با سگ ها و حیوانات خانگی، ساعاتی پر از شور و شعف را سپری می کنند.
این خوش بینی، سبکی هنری را شکل داد که در کل متمایل به پیچیدگی، زرق و برق با تزئینات پرشاخ و برگ، حواشی و استفاده از حروف تزئینی گرافیکی بود. طرح هایی به شدت ارگانیک، که سبکی التقاطی را شکل می داد که با طراحی های متضاد از اشکال گیاهیِ دوران باروک، حروفِ قرون وسطایی، نقوش هندسی و درهم بافت گوتیکی وابستگیش به هنر ادوار گذشته را نمایش می داد و در عین حال به دلیل استفاده از قرینگی، تزئینات دو بُعدی و نقوش حیوانات عجیب الخلقه یادآور هنر شرق نیز بود.
هرچند هنر غرب در دوران پیشارنسانسی و در عصر رومانسک و گوتیک، بسیار به انگاره های هنر شرقی و تفکر عرفانی شبیه بود، اما با شروع رنسانس، و همزمان با کشف "علمِ مناظر و مرایا" (پرسپکتیو) از یک سو و کشف رنگ و روغن و رواج بوم نقاشی، آنچنان تحولی در هنر و پرداخت واقعگرایانه به موضوعات هنری رخ داد که شاید احتمال بازگشت به فضای عصر قرون وسطایی را در کل ناممکن می نمود. اما در بزنگاه تاریخیِ قرن نوزدهم، اتفاقاتی دست به دست هم دادند که هنر را به سمت تزئینی شدن دوباره سوق داده و در عین حال زمینه را برای ایجاد رشته ای مستقل با عنوان "طراحی گرافیکی" آماده ساختند.
بطور کلی این زمینه ها را ذیل چهار عنوان کلی می توان بررسی کرد که در این مقاله به دو بخش و در مقاله آینده به دو قسمت دیگر خواهیم پرداخت:
انقلاب صنعتی به معنای "استفاده گسترده از ماشین در تولید"، از اواسط قرن هجدهم در انگلستان آغاز شد. شاید بتوان چنین استنباط کرد که همین مرکزیت انگلستان به عنوان کشورِ آغازگرِ انقلاب صنعتی، زمینه ساز آن شد که نام قرن نوزدهم، از نام حاکم بریتانیا یعنی ویکتوریا اقتباس شود و عصر ویکتوریایی، به عنوان شاخصه قرن نوزهم در اروپا رایج گردد.
انقلاب صنعتی به طور کلی در سه عرصه ایجاد شد: بافندگی و تولید پارچه های زیبا با طرح های پیچ در پیچ گلهای استلیزه شده، کاربست زغال سنگ و همچنین ذوب آهن در عرصه تولیدکه در نهایت باعث ایجاد و اختراع ماشین بخار شد. تمامی این موارد، پایه های لازم برای زندگیِ ماشینی را فراهم کرد و دوران پر از فراز و نشیبِ زندگی بشر، وارد عصر جدیدی شد که بعدها به آن "عصر ماشین" لقب دادند.
غرب پلکان ترقی به سمت صنعتی شدن را با سرعتی غیر قابل باور طی کرد و همین پیشرفت ها زمینه ساز تحولاتی اجتماعی و سیاسی شد: اول آنکه به دلیل نیاز به منابع اولیه مانند نفت و معادنی چون مس، آهن و طلا، کشورهای تازه صنعتی شد اروپا شروع به استعمارگری در کشورهای آسیایی و افریقایی نظیر هند و مصر کردند. جالب آن که در همین استثمارگری می توان اولین نشانه های آشنایی مستشاران غربی را با فرهنگ و هنر شرقی یافت. دوم آنکه ایجاد کارخانه های متعدد در اروپا، جامعه را از صنعتگرانِ خُرد به سمت کارگران عمده پیش برد. سختی کار در کارخانه ها سبب ورود زنان و کودکان به عرصه تولید شد و زمینه را برای آنچه که بعدها تحت عناوینی چون فمنیست ، حق شهروندی، حق رای زنان و قانون منع کار برای کودکان بود فراهم آورد. از سویی دیگر، نیاز روزافزون به کارگر سبب ورود کارگران کشورهای مستعمره به بافت جامعه اروپایی شد و این موضوع نیز از وجهی متفاوت غرب را با فرهنگ و سنن شرق آشنا ساخت.
هرچند تحولات صنعتی غرب را تحت عنوان انقلاب صنعتی نام می نهند اما این پیشرفت، چیزی نبود که یک شبه و به یکباره رخ دهد. ریشه های شروع این تحولات و از سویی احساس نیاز به حضور صنعت در زندگی را می توان تا 400سال قبل و در واقع شروع رنسانس در اروپا به عقب راند.
رنسانس، به معنای دگرگونی، به آن عصر از تاریخ غرب لقب داده می شود که اندیشه های متعصب دینی و حضور پررنگ کلیسا در تمامی عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به کنار نهاد و حضور "انسان عصر جدید" را ، به عنوان موجودی اندیشمند و دارای قدرت تغییر زندگی، محکم ساخت. چند اتفاق به این تحول کمک کرد: اول کشفیات دانشمندانی چون گالیله و سپس کپرنیک که برخلاف کتاب مقدس، اثبات کردند که زمین بی حرکت نیست و در مرکز عالم قرار ندارد، بلکه به دورِ خورشید می چرخد. دوم ظهور مارتین لوتر که با ترجمه کتاب مقدس از لاتین به آلمانی، کلیسا را به عنوان تنها پل ارتباطی میان انسان و خدا حذف کرد و با تشکیل شاخه پروتستان، قدرت کلیسا را به شدت تضعیف نمود. سوم آنکه در قرن هفدهم، ظهور فلاسفه ای مانند رنه دکارت - که نقش انسان را در تفکر فلسفی پررنگ کرد- و همچنین کانت با مطرح کردن فلسفه ایده آلیست انتقادی- که روش تفکر و جایگاه بشر را موشکافانه مورد بررسی قرار می داد- همه و همه سبب تثبیت نقش "انسان" در عرص "حضور" شد.
در چنین بینشی، دیگر هر حرکت و اندیشه ای نه از برای رسیدن به خدا و تعالی روح، بلکه به سبب هرچه راحت تر زیستن انسان انجام می گرفت و همین امر سبب اهمیت یافت پیشرفتهای صنعتی در زندگی ماشینی گشت. هرچند این اتفاق به افراطی ترین شکل در قرن بیستم دنبال و تلاش شد معنویت از عرصه زندگی به طور کامل حذف گردد، اما گسترش پوچی و نهلیسم در جامعه غربی، اشتباه بودن این اندیشه را ثابت کرد و در عصر پست مدرن رجعتی به پیشامدرن را شکل داد.
ادامه دارد.....
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 4:07
سیدمصطفی آذرکیش با اشاره به انتقاد برخی هنرمندان هنرهای تجسمی به حذف رشته نقاشی و تغییر عنوان رشته گرافیک افزود: از گذشته به روزآوری و تغییر عناوین رشته ها وجود داشته است البته ما رشته ای را حذف نمی کنیم بلکه سرفصل ها و محتوا را در برخی رشته ها به روز می کنیم.
وی افزود: آموزش نقاشی در شاخه کاردانش یا فنی و حرفه ای وجود خواهد داشت و شواری عالی آموزش و پرورش طی روزهای آینده عناوین رشته های نهایی شده را اعلام می کند.
مدیرکل دفتر آموزشهای کاردانش وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد: هنرمندان هنرهای تجمسی از این بابت نگرانی نداشته باشند البته تغییر رشته و عناونین همیشه با حساسیت جامعه رو به رو بوده است.
آذرکیش تصریح کرد: ۱۲۰۰ هنرجو رشته نقاشی در سراسر کشور وجود دارد و هفته آینده در جلسه شورای عالی آموزش و پرورش، تکلیف رشته نقاشی مشخص می شود و آن زمان جزییات را می توانیم اعلام کنیم.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 3:28

انمایشگاه عکس حتی اگر چشمان آقغامحمدخان را نبیند گشایش یافت. ین نمایشگاه با بیش از 40 اثر به همت محمد خضری مقدم، مژده مؤذن زاده، یاسر خدیشی، فاطمه یوسف زاده، طاهر محمودآبادی و محبوبه كاظمی برپا شده است.
این نمایشگاه محصول نگاه شش عكاس كرمانی به رویداد تاریخی حمله آغامحمدخان قاجار به كرمان است كه بر پایه روایت های مكتوب و نقل قول هایی كه از این حادثه برجای مانده شكل گرفته است.
علاقمندان برای بازدید از این نمایشگاه می توانند از بیست و هفتم فروردین تا یكم اردیبهشت ماه از ساعت 16 تا 20 به آدرس تهران، میدان فاطمی، میدان گلها، میدان سلماس، جنب بانك پاسارگاد، پلاك شماره 5 مراجعه كنند.
خواجه تاجدار آغامحمدخان اولین پادشاه خاندان قاجار بیش از دو قرن پیش به قصد براندازی سلسله زندیه به كرمان حمله كرد.
سرانجام خیانت یكی از فرماندهان زند و باز شدن دروازه های شهر فاجعه تاریخی درآوردن چندین هزار جفت چشم توسط وی را رقم زد.
حادثه ای كه كرمان را چشمخانه تاریخ كرد و در پی آن رفت و آمدهای كوچه و بازار، شغل ها و هیاهوی مردم تعطیل شد و كمتر چراغی در خانه ها روشن ماند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 3:28

کیوان پهلوان مدرس و پژوهشگر موسیقی نواحی و مذهبی با بیان این مطلب، در آستانه برگزاری این جشنواره، گفت: جشنواره موسیقی فقط این نیست که عدهای نوازنده کنار هم جمع بشوند و هر یک قطعات خود را بنوازند و امسال هم در نهمین جشنواره موسیقی نواحی یکی از نکات اصلی که تلاش داریم آن را برجسته کنیم، تاکید بر موضوع روایت صحیح قطعات موسیقی مناطق توسط نوازندههای جوانتر، از سوی داوران جشنواره است. در واقع این مسئله به نظرم آنقدر مهم است که چه آنهایی که مثل ما در این دوره حضور دارند و چه کسانیکه در دورههای بعد در این جشنواره حضور خواهند داشت باید آن را آویزه گوش خود کنند و جدی بگیرند.
پهلوان در اینباره افزود: در حال حاضر یکی از مشکلاتی که موسیقی نواحی ما با آن روبروست این است که راویان جدید موسیقی، نمیتوانند به درستی آنچه که از استادان خود آموختهاند را روایت کنند و یکی از وظایف جشنواره این است که به راویان جدید گوشزد کند که داشتههای استادان خود را به درستی و به صورت صحیح یاد بگیرند.
این نویسنده و مدرس دانشگاه در ادامه با بیان اینکه در مجموع برگزاری جشنوارهها در هر هنری از جمله موسیقی نواحی دو کارکرد اصلی دارد؛ اظهار داشت: در رابطه با جشنواره موسیقی نواحی نخستین کارکردی که وجود دارد این است که محفلی است برای روایت آنچه در دل موسیقیدانهای برجسته هر منطقه وجود دارد و برگزاری جشنواره آنها را تشویق میکند و به آنها انگیزه میدهد تا در طول سال با تمرین و ممارست، نسبت به روایتهای موسیقایی منطقهشان، بتوانند آنها را به بهترین شکل به بزرگان موسیقی کشور و همچنین هنرمندان موسیقی دیگر مناطق نشان بدهند. علاوه بر اینکه به خودشان نیز ثابت میشود که چقدر توانستهاند راویان خوبی برای موسیقی منطقه خود باشند.
پهلوان با اشاره به تربیت راویان جدید موسیقی نواحی در دل برگزاری هر دوره از جشنواره، ادامه داد: دومین کارکردی که در هر جشنوارهای از جمله جشنواره موسیقی نواحی رقم میخورد، مسئله شناساندن و آشنایی هرچه بیشتر موسیقیدانان پیشکسوت و حتی جوانترها با هنرمندان مناطق مختلف ایران است. به عبارتی جشنواره موسیقی نواحی محفلی است تا این هنرمندان با همدلی، همزبانی و شنیدن و آشنا شدن با تجربیات یکدیگر بتوانند وحدت مهم فرهنگی و موسیقایی ایران زمین را رقم بزنند.
نویسنده کتابهای «موسیقی و ذکر» و "فرهنگ گفتاری در موسیقی ایران" همچنین با اشاره به اینکه؛ به طور طبیعی برگزاری هر جشنوارهای باعث جمع شدن هنرمندان کنار یکدیگر میشود و آنها میتوانند بدین صورت از تجربیات هم استفاده کنند، خاطر نشان کرد: یکی از نکتههای مهمی که در برگزاری جشنوارهها به طور منظم وجود دارد و نباید از آن غافل شد اینست که بواسطه برگزاری جشنوارهها این گردهماییها برای هنرمندان تکرار میشود و با برگزاری جشنواره در واقع محفلی به وجود میآید که هنرمندان موسیقی بتوانند هر سال تجریبات خود را با هم در میان بگذارند.
او با اشاره به برگزاری برنامههایی از جمله هفته فیلم، برگزاری مسابقه عکس و فیلم و نمایشگاه سازهای موسیقی مقامی در این دوره از جشنواره، گفت: در کنار روایت صحیح موسیقی نواحی که مسئله خیلی مهمی هست، نباید فراموش کنیم که به هر روی فرهنگ موسیقی طبعا تنها به بُعد نواختن یک ساز ختم نمیشود و در کنار آن میتوان از طریق فیلم، عکس و ساختارهای هنری دیگری که وجود دارد، بر تجربیات و دانش پژوهشگران، موسیقیدانها و نوازندگان حاضر در جشنواره افزود. ضمن اینکه بدین طریق عموم شهروندان علاقهمندی هم که جشنواره موسیقی نواحی در آنجا برگزار میشود میتوانند با موسیقی نواحی مختلف کشور و فرهنگ هموطنان خود آشنا شوند و این برنامههای جنبی نیز از ویژگیهای دیگر جشنواره امسال است که باید در آینده جدیتر گرفته شود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 3:28
سمیه فروغی- بخش هنری تبیان

به طور مثال می توان به برخی از اشیاء های مفرغی لرستان و یا برخی از اشیاء های به دست آمده از زیویه اشاره کرد، این ظروف سرشار از "نقوش گیاهی" هستند. این ظروف را می توان جزء اولین نمونه های نقوش اسلیمی به حساب آورد. از برترین ویژگی های این نقوش می توان به در هم پیچیدگی و خمیدگی و در هم تافتگی اشاره کرد؛ به جز این موارد مقداری ظروف سفالی و فلزی از "دوره ی هخامنشی" و به ویژه بر روی ریتون ها نقوش اسلیمی شکل دیده می شود.این نقوش نیز از گیاهان و گلها ایجاد شده اند. قابل توجه است که طرح های اسلیمی، بر روی ظروف فلزی دوره ی اشکانی به وفور یافت می شود.
نقوش اسلیمی همچون معماری تزئینی، در دوره ی اسلامی بر روی ظروف سفالی و فلزی و سایر رسانه های هنری راه تکامل را پیمود. نقوش اسلیمی گاهی به طور مستقل و گاهی نیز با ترکیبی از سایر نقوش بر روی ظروف ظاهر شد. از سده ی هفتم هجری به بعد طرح های اسلیمی به قدری گسترده شده که در بیشتر رسانه های هنری، سفالینه ها و فلزینه ها تا رحل قرآن ها و مشبّک کاری های چوبی و حجّاری ها به کار رفت.
«نقوش اسلیمی همچون معماری تزئینی، در دوره ی اسلامی بر روی ظروف سفالی و فلزی و سایر رسانه های هنری راه تکامل را پیمود. نقوش اسلیمی گاهی به طور مستقل و گاهی نیز با ترکیبی از سایر نقوش بر روی ظروف ظاهر شد. بشقابی لعابدار از سده ی سوم هجری از نیشابور به دست آمده است که روی این بشقاب مملو از نقوش برگهای باز وبسته وساقه های در هم پیچیده است.از سده ی هفتم هجری به بعد طرح های اسلیمی به قدری گسترده شده که در بیشتر رسانه های هنری، سفالینه ها و فلزینه ها تا رحل قرآن ها و مشبّک کاری های چوبی و حجّاری ها به کار رفت.» 1
در دوران مغول، استفاده های گوناگونی از نقوش اسلیمی و ختایی در آثار هنری مختف شده است. اسلیمی و ختایی در دوران مغول تاحدی رایج و معروف بودند که هر جا اینگونه نقوش دیده می شوند به طور قطع، هنر دوران مغول را یادآوری می کنند. این نقوش در زیور آلات زنانه نیز مشاهده می شود؛ مانند گردنبند طلایی که مربوط به سده ی هفتم هجری است؛ همانطور که مشاهده می شود گردنبند دارای نقوش در هم پیچیده ی اسلیمی است.

مغولان زندگی چادر نشینی را بر شهر نشینی ترجیح دادند لذا نقوش اسلیمی و ختایی آنان بر روی چادرهایشان نیز نمایان شد. در دوره ی تیموریان اسلیمی با شکوه فراوانی بر روی ظروف ظاهر شد؛ همچنین در دوره ی تیموریان سنگ قبرها و سنگ های یادبود و خاتم کاری های چوبی مشبّک نیز با اسلیمی های غنی تزئین می شدند.پس از آن گستردگی نقوش اسلیمی به بهترین نحو در دوران صفویان به وضوح مشاهده می شود که در دوران شاه عباس اول قوّت گرفت؛ در این دوران نقوش اسلیمی در جهت های مختلفی مانند پرده ها، فرش ها و حتی ظروف و کاشی ها و غیره راه یافت. نقوش اسلیمی در دوره ی صفوی تا جایی رشد کرد که بر روی بسیاری اشیاء متفاوت نیز نمایان شد ماند یک جفت دمپایی که در سده ی یازدهم هجری در کرمان تولید شده است.

این وسعت تنوع در آثار مرتبط با نقوش اسلیمی حتی بعد از دوران صفویان نیز بر روی اشیاء و ظروف و ابزارها و وسایل مختلف ادامه یافت و تبدیل به یکی از اصول مهم نقاشی تزئینی ایران شد.
پی نوشت:
1- آژند، یعقوب، هفت اصل تزئینی هنر ایران، نشر پیکره، (1393) ، ص(70)
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 28 فروردين 1395 ساعت: 14:30
سمیه فروغی، بخش هنری تبیان
تاریخ و پیشینه اسلیمی را می توان در آثار سفالی مربوط به چهار هزار سال پیش از میلاد ایران جستجو کرد.نقوش گیاهی و حیوانی بر روی سفالها نقوشی کاملا "انتزاعی" هستند . هنرمندان ایرانی نقوش موجود در طبیعت را استیلیزه کرده اند و بر روی سفالینه های خود بوجود آورده اند ، گل و گیاه و درخت جایگاه ویژه ای در فرهنگ باستانی ایران داشت ، نقش گل و گیاه و درخت و پرنده و جانور به تعابیر اسطوره آفرینش استفاده می شد.مانند نقوش کتاب بندهش که در مورد اسطوره آفرینش است ، همچنین به خاطر قداستی که در نقوش نام برده وجود داشت؛ به دلیل اینکه این نقوش مقدس شمرده می شدند توانستند به وسایل کاربردی روزمره مردم و همچنین آثار هنری آن دوران وارد شوند .

اسلیمی در معماری در سنگ نگاره ها ، گچبری ها و کاشیکاری ها خلاصه می شد . مانند سنگ نگاره های هخامنشی که در آن گل نیلوفر و برگ نخل که ساقه های آنها در هم پیچیده و تکرار شده اند. نقوش گیاهی موجود در سنگ نگار های سر ستون طاق بستان دوره ساسانی نیز شباهت هایی به اسلیمی های دوران اسلامی دارند .هنر "گچبری" بهانه دیگری برای ایجاد نقوش اسلیمی در معماری است . هنر گچبری از دوره اشکانی شروع شد ، هنرمندان این دوران از نقوش گیاهی بهره فراوانی گرفتند و آنها را در تزئینات بناها به کار می گرفتند ، در دوره اشکانی نقوش اسلیمی های زیبایی را میبینیم که شباهت بسیاری به اسلیمی های دوره ی اسلامی دارند .از قرن چهارم هجری تا ششم هجری بواسطه ی نقوش اسلیمی گچبری پیشرفت چشمگیری کرد.

از قرن هفتم هجری به بعد نقش اسلیمی دیگر بر روی کاشی های میانی و زرین نام ایجاد شد و وارد معماری شد ؛همانطور که در "مقاله پیش" اشاره شد، در این مرحله است که اصول هفتگانه اسلیمی، شکل می گیرد؛ از مشهورترین و ماهرترین طراحان اسلیمی بر روی کاشی در دوران ایلخانی ، می توان خاندان هنرمند "ابو طاهر کاشانی"را نام برد.
گچبری هایی که از تیسفون به دست آمده، نشان دهنده ی بهره یابی هنرمندان از نقوش پیچیده ی گیاهی است و این بهره یابی ها را میتوان موقوف به این نکته دانست که پیچک های گیاهی و درختی در نزد هنرمندان ، یادآور اندیشه ی کهن انسان شرقی از درخت زندگی بوده است که بعضی از محققان بدان تاکید ورزیده اند .گچبری در دوره اسلامی کاربردی وسیع پیدا کرد
از سده هشتم هجری به بعد کاشیکاری جای گچبری را گرفت و جالب آنکه طرح های اسلیمی در کاشیکاری ها همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند. در قرن نهم هجری اسلیمی از کاربرد وسیع تری برخوردار شد . پس از آن در قرن دهم هجری (دوره صفویان)نیز طرح اسلیمی کاربرد گسترده تری نسبت به قبل پیدا کرد در این مورد نویدی شیرازی در مثنوی هایش از بهره گیری از نقش اسلیمی در دیوارها و دیوار نگاره های کاخ شاه طهماسب در قزوین یاد می کند .در این طرح ها پیچک های گیاهی دایره وار در هم تابیده و در آغاز گاه با گره گل مانندی به هم گره خورده اند .

«گچبری هایی که از تیسفون به دست آمده (محفوظ در موزه ی متروپولیتن ، نیویورک) نشان دهنده ی بهره یابی هنرمندان از نقوش پیچیده ی گیاهی است و این بهره یابی ها را میتوان موقوف به این نکته دانست که پیچک های گیاهی و درختی در نزد هنرمندان ، یادآور اندیشه ی کهن انسان شرقی از درخت زندگی بوده است که بعضی از محققان بدان تاکید ورزیده اند .گچبری در دوره اسلامی کاربردی وسیع پیدا کرد . گچبری دوره ی ساسانی نه تنها در سرزمین های بیزانس موثر بود ، بلکه در هنرهای تزئینی دوره ی امویان و عباسیان هم سال های متمادی به کار رفت و به ویژه به تبع تحریم پیکره پردازی ، کاربردی وسیع یافت و به تدریج رو به تکامل گذاشت .باستان شناسان و هنر پژوهان سده ی نوزدهم غربی از آنجا که اطلاع چندانی از منشا این طراحی ها نداشتند ، آن را به اعراب نسبت دادند و "عربسک" (Arabesque) یعنی "عربانه" یا "عربی وار"خواندند ؛ اما بعد ها دریافتند که این نوع نقوش هیچ ربطی به اعراب ندارند و لذا از اصطلاح اسلیمی در توصیف آن ها بهره جستند.»1
پی نوشت :
1- آژند، یعقوب، هفت اصل تزئینی هنر ایران، نشر پیکره، (1393) ، ص(61)
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 28 فروردين 1395 ساعت: 14:30
سمیه رمضان ماهی/ بخش هنری تبیان

کتاب روشنایی نامه ناصر خسرو، در شعبه شرقی کتابخانه ملی ، نگهداری می شود. این نسخ خطی به زبان فارسی است که در 87 برگ به قطع 155*245 میلی متر تهیه شده و در صفحات ورق55 و 56 دارای تصویر مذهب کاری شده است.
جلد کتاب، به صورت صحافی ایرانی با روکش سده دهم هجری، از چرم سیاه با نقش بیضی، با شاخ و برگهایی که به صورت مهر بر سطح جلد نقش بسته، طلاکاری شده است. پشت جلد نیز به صورت تخته هایی از تیماج قهوه ای بر زمینه چرم مشبک کار شده و در مجموع نسخه نفیسی را ارائه داده است.
خط نسخه، نستعلیق است که در غالب کتاب به صورت ستون های دوتایی در 8سطر به صورت کج، 14 یا 15سطر و یا 6 سطر خطاطی شده اند.
به احتمال قوی و با توجه به مطالعات انجام گرفته، این نسخه در خلال سال های 880ه .ق برابر با 1475م. و در شیراز طبع گردیده است. این نسخه در ورق های 1، 41،59 و 87 دارای مهرهای مدوری بوده که در تاریخی نامعلوم از متن کتاب تراشیده شده و از بین رفته اند. نسخه روشنایی نامه با مجموعه شارل شه فر در سال 1317ه .ق به تملک کتابخانه ملی فرانسه درآمده و تا به امروز در آنجا باقی مانده است.
این نسخه به طور کلی یک کتاب منسجم نیست و سه بخش مختلف شامل سه متن را در بر می گیرد:
ابتدا و در بخش اول (اوراق 1تا 39)، دیوانی نگارش شده مرکب از غزل و رباعی که متعلق به امیرآقا ملک بن جمال الدین فیروزکوهی سبزه واری، معروف به شاهی است که در حدود 857-859ه .ق در گذشت. وی از نوادگان امیران سربدار خراسان بود و در هرات از نزدیکان بایسنقرمیرزا به شمار می آمد. شاهی که موسیقی دان، شاعر و نقاش بود در دربار تیموری از شهرت و محبوبیت فراوان برخوردار بود. در نتیجه دیوان شعرش با اقبالی عظیم مواجه شد و نسخه های فراوانی از ان تهیه و طبع گشت.
در بخش دوم، از ورق 41تا 58، روشنایی نامه است که شعری فلسفی-اخلاقی از ناصرخسرو قبادیانی مروزی بلخی ، از پیروان اسماعیلیه و مولف آثار بسیار دیگر است. روشنایی نامه مربوط به دوران میانسالی ناصر خسرو است.وی این اشعار را در 460 ه .ق سروده و در سال 481ه .ق نیز درگذشته است.

در بخش سوم ، از ورق 59تا ورق86 نسخه ای از رباعیات معروف عمرخیام نگارش شده که در سده نهم هجری اعتبار بسیار داشتند، از همین رو نسخ فراوانی از آن تهیه شد و از همین جا به جُنگهای شعر نیز راه یافتند.
با توجه به نوع خط، تمامی این سه بخش توسط یک هنرمند نگارش و تذهیب شده، اما در نوع تذهیب هر بخش با بخش دیگر تفاوتی اندک دیده می شود.
بیشتر متن این نسخه بر روی کاغذ رنگی نوشته شده که به رنگهای گِل اخرایی، بنفش، عاج مانند و آبی سیر رنگ شده اند. در مورد نوع زرافشانی این نسخه باید گفت معدود اورق به طور کامل زرافشان شده اند و بیشتر، بخشی که داخل جدول قرار گرفته زرافشانی شده است. توضیح آنکه فن زرافشانی اوراق در آن زمان امری نو و فنی تازه بود و پیش از طبع این نسخه در کتاب مهر و مشتری مورد استفاده قرار گرفته بود. در کل می توان گفت تذهیب های این کتاب، از چند سبک که در آن هنگام در شیراز متداول بوده، تشکیل شده است.
در نخستین ترقیمه کتاب که در ورق 39 پشت نگارش شده، آمده است که نگارش این نسخه در اول ماه رمضان 879ه .ق (9ژانویه 1475م.)پایان یافته است. در ترقیمه دوم واقع در ورق 58، تاریخ نگارش متن به 15 رمضان همان سال ، در همان شهر و به دست همان کاتب ذکر شده است. و در ترقیمه سوم (ورق 87) چنین ذکر می شود که نگارش متن این کتاب تنها در طی ده روز اول ماه رمضان همان سال انجام و پایان پذیرفته است.
کاتب این نسخه، فخرالدین احمد کاتب است که در مورد وی باید گفت که چند کتاب دیگر از جمله دیوان مغربی، دیوان حافظ و دیوان کمال خجندی و بسیاری قطعات خوشنویسی دیگر بدست آمده که تماما به دست او نگارش و نوشته شده اند. با توجه به مستندات تاریخی گویا فخرالدین هنرمندی اصالتاً هراتی بوده که در فاصله سال های 865-870ه .ق در خدمت سلطان پیر بداق آق قویونلو به سر می برده است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 26 فروردين 1395 ساعت: 10:40
بخش هنری تبیان

هنرمندان موسیقی نواحی حال خوشی ندارند. طی سال های گذشته بارها در اندک فرصت هایی که برای حرف زدن داشته اند، از دردهایشان گفته اند. از این که روزگارشان سخت می گذرد. آن قدر سخت که وقتی می خواهند از زندگی حرف بزنند، بغضی ته گلویشان را می گیرد. آنها که تمام عمرشان را برای اصیل ترین موسیقی های این سرزمین با تمام خرده فرهنگ هایش گذاشته اند، حالا تنها مانده اند و هیچ کس صدایشان را نمی شنود.
مجید پاکدل، نوازنده موسیقی نواحی است. او در استان بوشهر زندگی می کند و زندگی سختی دارد. وقتی درباره مستمری وزارت ارشاد به فعالان موسیقی نواحی از او سوال می کنم، می گوید: نه مستمری دارم، نه بیمه و نه هیچ چیز دیگر. اما چه کنیم که آدم بیسواد اوضاعش بهتر از این نمی شود.
او می افزاید: مسئولان مدام می گویند موسیقی نواحی گنج است. اگر این موسیقی گنج محسوب می شود، چرا کسانی که عمرشان را پای این گنج گذاشته اند، مورد بی توجهی قرار می دهند؟
سال گذشته یک جشنواره خصوصی برای موسیقی نواحی برگزار شد. ما هم در جشنواره حضور داشتیم و استاد رجب که یکی از هنرمندان بزرگ موسیقی مقامی بوشهر است، هم به جشنواره آمد.
این هنرمند ادامه می دهد: امسال دیگر استاد رجب در این دنیا نیست تا اگر جشنواره ای بود، بیاید و بنوازد. کاش خانه اش را دیده بودید. یک اتاق که یک فرش 12متری هم برایش بزرگ بود، هیچ نداشت و فقط یک عمر پای موسیقی ایستاده بود. اینجا در استان بوشهر هنرمندان بزرگ زیادی زندگی می کنند، اما اغلب در تنهایی و بدبختی می میرند و هیچ کس سراغشان را نمی گیرد.
غلامحسین غفاری هم یکی از خواننده های خوش صدای موسیقی مقامی است و صدایش را در موسیقی بی نظیر تربت جام شنیده ایم. او درباره مستمری که از وزارت ارشاد می گیرد، می گوید: چه بگویم که ما بی صاحب مانده ایم. خجالت می کشم این سوال شما را جواب بدهم. خیلی ها می پرسند ارشاد چقدر مستمری به تو می دهد و این سوال خیلی تلخ است. چطور بگویم که 40سال زندگی ام را پای موسیقی گذاشته ام و حالا 120 هزار تومان حقوق می گیرم.
او ادامه می دهد: از سال 1360 بود که همه کارهایم را طلاق دادم و موسیقی را نگه داشتم. حالا گاهی به خودم می گویم کاش آنها را هم کنار موسیقی نگه می داشتم تا امروز در روزگار پیری شرایط بهتری داشتم.
ابراهیم حدیدی، سرنانواز برجسته سیستان و بلوچستان، 80 سال دارد. روزها و شب ها، بهارها و زمستان های زیادی را گذرانده و حالا بی هیچ گونه حمایت، مستمری و درآمد روزها را به شب می رساند. آن طور که خانواده اش می گویند هیچ مسئولی حتی سراغی هم از این استاد بزرگ موسیقی بلوچستان نمی گیرد.
علی مغازه ای، فعال موسیقی نواحی که در دو سال گذشته جشنواره موسیقی نواحی آیینه دار را هم برگزار کرده است، درباره شرایط این هنرمندان می گوید: بسیاری از هنرمندان موسیقی نواحی در شرایط دشواری زندگی می کنند و در همان شرایط دشوار از دنیا می روند. خلیفه غلام مارگیری که در بهار سال 94 درگذشت، توسط خانواده و چند نفر از همسایگان و آشنایان نزدیک تشییع شد و و مسئولان استان دو روز بعد از این واقعه خبردار شدند و برایش بزرگداشت گرفتند!
حسن سمندری، فرزند استاد غلامحسین سمندری است. پدرش که قبله دوتار خراسان رضوی نامیده می شد، چهار سال پیش درگذشت. پسر اما راه پدر را فراموش نکرده و با این که روزگار سختی دارد، حاضر نیست قدمی از آنچه پدر گفته کج بگذارد. او می گوید: روزگار خیلی سختی دارم، فرزندم هر دو کلیه اش را از دست داده و هیچ کاری نمی توانم برایش انجام دهم. ساز استاد را در شرایطی که حال فرزندم خوب نبود 200 هزار تومان فروختم و خرج درمان او کردم.
وی ادامه می دهد: از وزارت ارشاد چه بگویم.... پنج سالی می شود همه لوح تقدیرها و مدارکم را فرستاده ام تا برایم پرونده تشکیل دهند و مستمری دریافت کنم. گفتند مدارکت گم شده! من که جز موسیقی هیچ شغل دیگری ندارم باید چه کنم؟
حسن سمندری ادامه می دهد: استاد سمندری همیشه به من می گفت مبادا پا به مجلس عروسی و بزم بگذاری و ساز بزنی. من هم همیشه نصیحت ایشان را اجرا کرده ام. ما حرمت ساز و موسیقی مان را داریم، اما کاش یکی هم به فکر ما باشد. گناه ما چیست؟ این که ساز سنتی خودمان را حفظ می کنیم؟ این که نمی گذاریم زبان مادری مان گم شود؟ ما کارهای خوبی انجام می دهیم و نتیجه خوبی نمی گیریم، نمی دانم باید چه بگویم.
این هنرمندان اغلب از هوشنگ جاوید و علی مغازه ای پژوهشگران و فعالان موسیقی نواحی به نیکی یاد می کنند و همچنین کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده را از معدود کسانی می دانند که هنرمندان موسیقی نواحی را فراموش نکرده و هر وقت بتوانند یاری شان می کنند.
علی مغازه ای، فعال موسیقی نواحی که در دو سال گذشته جشنواره موسیقی نواحی آیینه دار را هم برگزار کرده است، درباره شرایط این هنرمندان می گوید: بسیاری از هنرمندان موسیقی نواحی در شرایط دشواری زندگی می کنند و در همان شرایط دشوار از دنیا می روند. خلیفه غلام مارگیری که در بهار سال 94 درگذشت، توسط خانواده و چند نفر از همسایگان و آشنایان نزدیک تشییع شد و و مسئولان استان دو روز بعد از این واقعه خبردار شدند و برایش بزرگداشت گرفتند!
او ادامه می دهد: اغلب این هنرمندان سالخورده هستند و به طور طبیعی مثل هر انسانی بیمار می شوند و نیاز به درمان دارند، اما هیچ کس به دادشان نمی رسد.
پرسش اصلی این است واقعا وظیفه کیست که حواسش به این افراد باشد؟ یک مامور آتش نشانی، یک مأمور کلانتری یا هر کسی در هر کجا که کار می کند یک سری اقدامات اجتماعی برایش در نظر گرفته می شود تا در زندگی دچار بحران نشود، اما این هنرمندان خود در شرایط بحرانی زندگی می کنند.
این پژوهشگر موسیقی نواحی می افزاید: حرف عموم هنرمندان موسیقی نواحی ایران این است که هر وقت مسئولان به ما نیاز دارند کارمان می شود اعتبار و خودمان آبروی فرهنگ و هنر، اما تا آن چند روز مراسم به پایان می رسد بسرعت فراموشمان می کنند. بسیاری از این هنرمندان پول خرید داروهای خود را هم ندارند.
مغازه ای می افزاید: بارها همراه برخی از این هنرمندان به جاهایی مراجعه کرده ام و متوجه شده ام متولیان امور هنری در سازمان ها و مراکز مرتبط با وضعیت هنرمندان موسیقی ایران، همه از قوانین و مقررات صحبت می کنند و بخشنامه و آیین نامه را پیش می کشند، اما من شهادت می دهم بیشتر این مصوبات و بخشنامه ها فقط در پیچیده کردن وضع هنرمندان نقش دارد تا حل مشکلات.
منبع: جام جم/زینب مرتضایی فرد
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 25 فروردين 1395 ساعت: 14:21
علی شیرازی خواننده و پژوهشگر موسیقی ایرانی که تا چندی پیش مسئولیت برگزاری ویژه برنامه «شب آواز ایرانی» مرکز موسیقی حوزه هنری را به عهده داشت با اشاره به احتمال برگزاری «جشنواره آواز ایرانی» بیان کرد: رایزنی هایی برای برگزاری جشنواره آواز ایرانی انجام گرفته و خوشبختانه تا به امروز نهادهای مربوطه همکاری خوبی با ما داشتهاند و اگر تا چند روز آینده بتوانیم درباره این موضوع به قطعیت برسیم جزییات بیشتری را در اختیار رسانه ها قرار خواهیم داد.
این خواننده افزود: از همان زمانی که از «شب آواز ایرانی» جدا شدم در محیط های فرهنگی و هنری دیگر سخت به دنبال راه اندازی برنامه های مشابه و صدالبته برپایی یک جشنواره مختص هنر گرانقدر آواز ایرانی و مسابقه خوانندگی در موسیقی دستگاهی بوده ام. پس از رایزنی با چند نهاد فرهنگی هنری با یکی از آنها به توافق های اولیه رسیده ایم که به محض قطعی شدن، جزییات آن رسانه ای خواهد شد.
وی درباره انگیزه های برگزاری این جشنواره توضیح داد: نسل من به همراه کسانی که حدود یک دهه زودتر از ما کار خوانندگی را شروع کرده بودند با آزاد شدن موسیقی پاپ، به یکباره آینده پیش روی خود را تیره و تار دیدند. البته مشکل آزادی آن موسیقی و گونه های دیگر این هنر نبود؛ چراکه آن اتفاق دیر یا زود باید می افتاد بلکه مسأله اصلی محدود شدن فضای رسانه ای و اجرایی برای ارائه آواز ایرانی بود که فعالیت در این عرصه را محدودتر کرد. از سوی دیگر تقلید و تک صدایی دو عامل مهمی بودند که وضعیت هنر آواز را به سمت رکودی که امروز شاهدش هستیم سوق دادند.
شیرازی با اشاره به اینکه حالا نسل من و نسل قبلی بدون آنکه کار مهمی در آواز کرده باشد رو به پیری گذاشته و هنوز به میدان نیامده خود را بازنشسته می بیند، بیان کرد: البته بنده به سهم خودم با همراهی جمعی دلسوز از طریق راه اندازی برنامه «شب آواز ایرانی» کوشیدم تا حدی در رفع خلأ رسانه ای معضل اجرایی برای اهل آواز به ویژه یکی دو نسلی که در حال پیر شدن هستند برنامه هایی را اجرا کنم اما آن برنامه به مسیر دیگری افتاد و من به عنوان پدیدآورنده و طراح اولیه برنامه کناره گیری کردم.
وی با انتقاد از روند کیفی حوزه آواز تصریح کرد: تردیدی نیست که مهمترین تنگنایی که امروز آواز ما در آن گرفتار آمده تنگنای رسانه ای است، زیرا بر کسی پوشیده نیست که معدود خوانندگانی که این سالها به اصطلاح در ویترین قرار دارند و به نوعی «خوانندگان در بورس» لقب گرفته اند همه موجودیت آواز ما را تشکیل نمی دهند. ما صاحبان صداها و استعدادهای خوب زیاد داریم که متأسفانه صدایشان به جایی نمی رسد و راه حل موضوع معرفی هرچه بیشتر و بهتر آنهاست زیرا این هنرمندان وقتی راه خود را پیدا کنند و خوب به مردم معرفی شوند آواز هم از این رکود خارج خواهد شد.
این پژوهشگر در پایان گفت: راه دیگر هم آن است که وقتی می بینیم برخی خوانندگان به هزینه خود به اصطلاح تک تراک های تولیدی ترانههای و تصنیفهای خاص خودشان را تولید می کنند و در فضای مجازی قرار می دهند، به آواز نیز نگاهی این چنینی داشته باشند و هر از گاهی آوازهای تازه شان را در همراهی با یکی دو ساز در اینترنت قرار دهند و طراوتی به این هنر ببخشند. به هر ترتیب تولید ساز و آواز کم هزینه تر از اجرای یک تصنیف یا ترانه که ارکستر و آهنگساز و تنظیم کننده لازم دارد تمام می شود. تازه اینها راه هایی است که به ذهن من می رسد و مطمئن باشید اگر همه دلسوزان هنر آواز دست به کار شوند آن قطار باشکوه که در گذشته نه چندان دور شاهدش بودیم دوباره به راه خواهد افتاد و صاحبدلان را با خودش همراه خواهد کرد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 24 فروردين 1395 ساعت: 8:59
سمیه رمضان ماهی-بخش هنری تبیان

زاف از هنرمندان تایپوگراف و گرافیست شناخته شده قرن حاضر و یک طراح و مدیر هنری فوق العاده بود. مهمترین دستاورد زاف که نام او را در عرصه تاریخ گرافیک ماندگار کرد، تلاشهای وی برای مطابقت دادن نگرش سنتی و ترکیبب دانش تاریخی با تکنولوژی نوین روز جهان بود. مهمترین آثار وی عبارتند از: طراحی تایپفیس های پلاتینو1950، مِلیور1952، اُپتیما1958، آی تی سی زاف اینترنشنال1977 ، آی تی سی زف چَنسِری 1979 و بسیاری تایپفیس های دیگر
همانطور که اشاره شد، شهرت زاف در طراحی گرافیک معاصر ، بیشتر به دلیل تعلیم سنت گرایی است. تلاش او در طی سالیان متمادی که به کار و فعالیت مشغول بود در جهت به کاربردن سازه های تاریخی تایپوگرافی بود که با طراحی تکنولوژی مدرن به طرز بی نظیری هماهنگ شده بودند. و به همین جهت لقب یکی از صریح ترین تایپوگرافیست ها را در عرصه تجسمی از آن خود کرد.

زاف در شهر نورنبرگ آلمان متولد شد. هنر را به صورت خودآموخته تجربه کرد. برای یادگیری اصول هنر گرافیک، به مطالعه آثار رودلف کخ ، خوشنویس و تایپوگراف آلمانی پرداخت. سپس دو کتاب مهارت نوشتاری و کتاب نگارش، تذهیب و حروفگذاری، اثر ادوارد جانسون با دقت مطالعه کرد و در خلال همین مطالعات اصول تناسب حروف و لزوم توجه به اجزاء تشکیل دهنده حروف را برای ایجاد یک ترکیب بندی هماهنگ فراگرفت.
وی در سال 1938م وارد چاپخانه پل کخ شد که در فرانکفورت قرار داشت. بعد از آن به طراحی آزاد پرداخت. در سالهای 1940 به طراحی مدل های نوشتاری جدید روی آورد و توانست سفارش و انجام بسیاری از تاپیفس های مشهور آن زمان را بدست آورد.
پلاتینو از مشهورترین و پرآوازه ترین طراحی های حروفی وی بود که با توجه به اصل مدل نوشتاری ایتالیایی آن که مربوط به قرن 16 بود نامگذاری گردید. مهمترین خصلت این حروف پلاتینو، تلفیق بی نظیر شیوه های معاصر با شیوه های شناخته شده سنتی در یک ترکیب بندی هماهنگ بود که به حروف جلوه و دلپذیری خاصی می بخشید. حروف طراحی شده دیگری که به دست زاف انجام شد، اُپتیما بود که به دلیل داشتن فرم سن سریف در مدل های کلفت و نازک، به یکی از پایه ای ترین طراحی حروف ها در نیمه قرن بیستم مشهور گشت.

علاوه بر طراحی و تایپوگرافیف زاف در نوشتن کتب تخصصی هنری نیز تلاش های عمده ای کرد که بیشتر به تاریخ تایپوگرافی و کالیگرافی می پرداخت. او که فرم حروف را جالب ترین شکل هنری در زمان حاضر می دانست کتاب شیوه تایپوگرافی دستی را در دوجلد و به سال های 1954 و 1970 نگارش کرد که هر کدام بیش از 100 صفحه بود و به دلیل پرداخت به تاریخ تایپوگرافی معاصر به 16زبان ترجمه شد.
وی به دلیل علاقه خاصی که به سنت طراحی رودلف کُخ داشت، علائم تجاری و نشانه های زیادی را بر اساس سنت قرون وسطایی انجام داد و آن را در کتابی با عنوان نشانه ها چاپ کرد.

نگارش همین کتب، همراه با مطالعات فراوان وی در زمینه تایپوگرافی، راه او را به دانشگاه باز کرد و علاوه بر آلمان در دانشگاه های ایالات متحده نیز به تدریس مشغول شد.
علاوه بر تمامی این فعالیت ها، زاف در خلال سال های 1947تا1956 به عنوان مدیر طراحی حروف در موسسه طراحی حروف اِگ در فرانکفورت و مِین بود و در اواخر عمر نیز به عضویت هیات مدیره شرکت زاف، بِرنز و همکاران اشتغال داشت.
زاف برای شرکت ها و موسسات آلمانی، انگلیسی و امریکایی زیادی به طراحی حروف پرداخت و توانست حروفی را طراحی کند که به دلیل نمادین بودن قابلیت آن را داشتند که به سرعت شناسایی شوند و به دلیل داشتن فرم دست نوشته وار، ماهیتی متفاوت داشته باشند.

از کارهای شاخص دیگر زاف، تصویرنگاری برای کتاب لائوتسه با عنوان کتاب تغییرات بود. وی در این تصاویر به حک کزدن حروف با روش خراش دادن استفاده کرد.
معروفیت زاف در هنر تایپوگرافی تا بدانجا پیش رفت که انجمن هنرهای تایپوگرافی شیکاگو، در شصتمین سالگرد تاسیس خود، کتابی را برای تجلیل از زاف با عنوان هرمان زاف و فلسفه طراحی او چاپ و منتشر کرد. این کتاب شامل منتخبی از طراحی های زیبای زاف بو د و مقالات و سخنرانی های او درباره تایپوگرافی، کالیگرافی و طراحی حروف را نیز شامل می شد.

برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت: 20:16

این گروه به سرپرستی آنارام زهرایی وخوانندگی امیر رفعتی و ،١1قطعه را برای علاقمندان اجرا خواهد کرد. سرپرست این گروه با بیان اینکه این کنسرت در دوبخش اجرا خواهد شد، گفت: گروه داتام در بخش اول به اجرای موسیقی اصیل ایرانی دردستگاه نوا و شور،تصنیف هایی چون شنیدارعشق، حال دل، آتش جاودان و عشق شیرین می پردازد.زهرایی درادامه افزود:دربخش دوم این اجرا قطعات موسیقی نواحی کردستان و لرستان در دستگاه شور ،ماهور و سه گاه ،تصنیف هایی چون شو چرای ، سازسحری ،یاری نازنین و دسمه بئر،برای مخاطبان اجرا خواهد شد.سرپرست گروه داتام با بیان اینکه دراین اجرا سعی شده با تنظیمات جدید کار متفاوتی ارائه شود گفت هدف گروه دراین اجرا نشان دادن موجی نو درموسیقی سنتی و تحولی درموسیقی نواحی لرستان و کردستان به بیننده است. زهرایی که علاوه برآهنگسازی وتنظیم، بعضی از اشعار این اجرا را سروده است، اظهار داشت:در بخش موسیقی اصیل قطعاتی برای ساز سُرنا تنظیم شده است. از سازهای کوبه ای نیز دراین بخش استفاده شده که معمولاً "درموسیقی اصیل ایرانی کمتر حضوراین دو ساز را می بینیم.وی درادامه افزود: گروه داتام به مدت دوسال است که تشکیل شده و اکثر اعضاءگروه از هنرمندان جوان کشور هستند. گفتنی است دراین اجرانوازندگی سنتور را علیرضا بشردوست ،کمانچه مهرداد مسعودی ،قانون سحر میرهاشمی ،سُرنا وبالابان کیهان نژاد،قیچک آلتو مهناز کاشانی و عود تینا لاجوردیان به عهده دارند.علاقمندان برای تهیه بلیط این کنسرت می توانند به سایت ایران کنسرت مراجعه کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت: 20:16

سالن های سخنرانی و تئاتر سنتی طوری طراحی می شوند که برای منظورها و کارهای دیگری نیز مورد استفاده قرار گیرند. این نوع فضاها می توانند برای سخنرانی، تولیدات صحنه ای، نمایشی و سینمایی مناسب باشند. شکل سالن تئاتر همانند اندازه و حجم آن اهمیت زیادی دارد. لازم به ذکر است که شکل چهار گوش انعطاف پذیر و ترجیحا پنکه ای برای سالنهای بزرگتر مناسب است. فرم پلان این سالنها به خطوط دید کافی در نمایشهای سمعی و بصری مربوط می شود. در رابطه با آکوستیک بودن فضا نیز باید افزود که یک سالن اکوستیک ایده آل دارای تعداد معینی از انعکاسات طبیعی است با شدت مساوی و این عمل با ایجاد شکستگی هایی در دیوار مسطح و همچنین ایجاد شیب در سقف و کف و استفاده از مواد جاذب صدا امکان پذیر خواهد بود.
علاوه بر توضیحات قبلی،سالن های تئاتر همیشه محلی برای گرد آمدن و حضور هنرمندان برای ارائه آثارشان بوده است. تالارهایی که سراسر جهان نه تنها به عنوان محلی برای ارائه آثار هنرمندان بلکه به مکانی دیدنی برای آشنایی علاقمندان و گردشگران خارجی از سراسر جهان و آشنایی با فرهنگ و هنر آن سرزمین و اشاعه آن می شوند. بر این اساس نگاهی اجمالی به تعدادی از مهمترین و بزرگترین سالن های جهان داشته ایم.
سالن معروف "متروپولیتن" که تاکنون بارها در فیلم ها و حتی بازی های کامپیوتری به نمایش گذاشته شده، در سال ۱۸۸۰ در مرکز لینکلن به همراه سالن ارکستر فیلارمونیک، سالن باله ، یک کتابخانه و دو سالن تئاتر افتتاح شد. این مجموعه نه تنها به خاطر اجراهای کلاسیک، بلکه برای اجرا های خلاقانه و فی البداهه مشهور است. این مرکز اصلی ترین و بزرگ ترین مرکز اجرای موسیقی کلاسیک در تمام آمریکای شمالی به شمار می رود.
اپرای ایالتی "پراگ" دستخوش تغییرات زیادی شده است. این مجموعه در سال ۱۸۸۸ میلادی افتتاح شد ابتدا به عنوان نخستین سالن تئاتر آلمان به ارایه خدمات می پرداخت، اما در سال ۱۹۹۲ تبدیل به سالن اپرا شد. با این وجود خود ساختمان یکی از قابل توجه ترین بناهای یادبود در شهر تاریخی و زیبای پراگ به شمار می رود. از ماه سپتامبر تا ژوئن اپراها، باله ها و کنسرت های مختلفی در این سالن به اجرا گذاشته می شود.
سالن اپرای "سیدنی" مشخص ترین نماد قاره ای در اغلب کارت پستال های شهر سیدنی است. این سالن که سال ۱۹۷۳ تکمیل شد، شاهکار اواخر معماری مدرن محسوب می شود. پوسته های اکسپرسونیستی سفید رنگ این ساختمان باعث جذب توریست های زیادی که تمایل به دیدن درون ساختمان را دارند می شود. به علاوه طیف گسترده ای از تور های تفریحی، رویداد ها و نمایشگاهای فرهنگی وجود دارد که این نقطه را به جاذبه توریستی مطلوبی تبدیل کرده است. این سالن نمادی از شهر پر جنب و جوش و مدرن سیدنی است. یک مرکز فرهنگی مهم در استرالیا که فراتر از یک سالن اپرای تنها است.

سالن تئاتر "دی سان کارلو" سال ۱۷۳۷ افتتاح شد و قدیمی ترین سالن اجرای اپرا در جهان محسوب می شود. این ساختمان قبل از لااسکالا مهمترین سالن اپرای جهان بود. این سالن قدیمی ترین سالن کنفرانس در جهان را دارد، سالنی به شکل نعل اسبی که به خاطر کیفیت صدای فوق العاده اش مشهور است. Gioachino Rossini آهنگساز مشهور ایتالیایی بسیاری از اپرا های خود را در این سالن اجرا کرده است. یکی از نکات جالب این سالن آنست که بازدیدکنندگان می توانند در سالن مجلل و استیج های این اپرا به جستجو بپردازند و در موزه چند منظوره آن در مورد تاریخ و بنای این ساختمان اطلاعات لازم را کسب کنند.
سالن های تئاتر همیشه محلی برای گرد آمدن و حضور هنرمندان برای ارائه آثارشان بوده است. تالارهایی که سراسر جهان نه تنها به عنوان محلی برای ارائه آثار هنرمندان بلکه به مکانی دیدنی برای آشنایی علاقمندان و گردشگران خارجی از سراسر جهان و آشنایی با فرهنگ و هنر آن سرزمین و اشاعه آن می شوند
این سالن که با همکاری تعدادی از معماران مختلف ساخته شده است بهترین سیستم آگوستیکی جهان را داراست. ویژگی های این بنا تحت تاثیر فرهنگ های متنوع قرار گرفته است. در واقع این سالن برای اجرای هنرمندان سرشناس است که به واسطه آن بتوانند استاندارد های بالای آن را حفظ کنند. بازدیدکنندگان می توانند از گوشه و کنار سالن، فضای زیبای داخلی، مجسمه ها و سن اجرای فریبنده آن را ببینند.
سالن اپرای "بولشوی" مهمترین دادگاه فرهنگی تمام روسیه است که از جنگ ها، انقلاب ها، آتش افروزی ها و خیلی از اتفاقات دیگر نجات پیدا کرده است. با این وجود معماری های پر زرق و برق و فضای داخلی با شکوه شرایط مناسبی را برای بهترین اجراهای باله و اپرا به وجود آورده . این سالن تاکنون شاهد اجراهای بی نظیر آهنگسازان بزرگی چون "چایکوفسکی"، "موسوروسگی"، "راخمانینُف"، "ریمسکی کورساکف" و "شوستاکوویچ" بوده است. علاقمندان و گردشگران می توانند در تور های گردشگری از سالن ها، استیج ها، عکس ها و نقاشی های هنرمندان دیدن کنند.

نام دیگر سالن اپرای سلطنتی "کاونت باغ" است که در قرن ۱۸ میلادی افتتاح شد. "هندل"، آهنگساز مشهور که استاد موزارت هم بوده، به شدت به سالن اپرای سلطنتی علاقمند بوده و بسیاری از ساخته های خود را در این سالن به اجرا گذاشته است. این سالن جزو مشهور ترین سالن های اپرا در سرتاسر جهان به شمار می رود و یکی از محبوب ترین جاذبه های گردشگری شهر لندن محسوب می شود.
اپرای سلطنتی "وین" که در قرن ۱۹ ساخته شده، در قلب شهر وین زادگاه "ولفگانگ آمادئوس موزارت"، آهنگساز مشهور اتریشی است. این سالن با اجرای اوپرای "دُن جیووانی" و با حضور امپراطور فرانسه "جوزف و ملکه الیزابت" افتتاح شد. "گوستاو مالر"، آهنگساز مشهور بارها در این مکان به رهبری ارکستر پرداخته است. امروزه این اپرا در رده مشهورترین سالن های جهان قرار دارد. بازدیدکنندگان می توانند طی تور های راهنمایی که در این مکان برگزار می شود با زبان های مختلف از فضای داخلی و نمای مجلل آن دیدن کنند.

سالن اپرای "پاریس" که مهمترین اپرای فرانسه است در سال ۱۶۶۹ میلادی توسط لویی پانزدهم تاسیس شد. ساختمان بزرگ، ارکستر عظیم و اجراهای بی نظیر و باشکوه سالانه چیزی بالغ بر ۲۰۰ میلیون یورو هزینه در بر دارند که برای حفظ این سالن ضروری است. با این تفاسیر، بازدید از این سالن تجربه فراموش نشدنی برای بازدیدکنندگان خواهد بود.
اپرای لا اسکالا سال ۱۷۷۸ میلادی افتتاح شد. این سالن توسط یکی از مشهورترین هنرمندان ایتالیایی طراحی و ساخته شده است. مخاطبان تاکنون شاهد اجراهای بسیاری از نابغه هایی همچون "پوچینی"، "وردی"، "سالیری"، "استاک هاوزن"، "روسینی دانیزتی"، "بلینی" و تعداد بیشتری هنرمند بوده اند. مشخصه این اوپرا وجود موزه ای از مجموعه های نقاشی، لباس و پیش نویس است که تاریخ این سالن را به نمایش می گذارد.
تئاتر "لا فنیس" یکی از بهترین تئاترهای جهان است که در ونیز ایتالیا قرار دارد. لا فنیس یکی از تئاترهای تاریخی و قدیمی ایتالیا محسوب می شود که در بازه زمانی 1790 تا 1792 ساخته شده است. گنجایش این تئاتر حدود یک هزار و 500 تماشاچی است.
این بنای قدیمی که به صورت اختصاصی برای اجرای نمایش ساخته شده است، برای اولین بار در سال ۱۵۹۹ ساخته شد.بروز آتش سوزی و بازسازی های مجدد طی سال ها بر این تالار کوچک حادث شد، اما همچنان شکل اولیه آن حفظ شده است. درب این مجموعه در سال ۱۹۹۷ و با اجرای نمایش "هنری پنجم" بر روی علاقمندن باز شد، و هم اکنون به صورت مداوم در آن نمایش اجرا می شود. نکته جذاب این سالن، شیوه کلاسیک و سنتی اجرا در آن است.
منابع:
- هنرآنلاین
- آرشیتکت
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت: 20:16

متاسفانه از روز گذشته شایعه ای مبنی بر انتقال موزه هنرهای معاصر به بنیاد فرهنگی هنری رودكی در رسانه ها و فضای مجازی منتشر شده است.ضمن تكذیب این خبر به اطلاع می رساند اصولا هرگونه تغییرات در بدنه وزارتخانه ها مستلزم تأیید دولت و در برخی موارد تصویت مجلس شورای اسلامی است.بنابراین شایعه مندرج در برخى شبكه هاى مجازى كه در این خصوص منتشر شده صحت نداشته و تكذیب می شود .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 22 فروردين 1395 ساعت: 15:56
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

او در این برنامه با همراهی "حسین زهاوی" و همچنین "ارتان تکین" به اجرای کنسرت پرداخت و برنامه ای را به صورت سه نوازی اجرا کرد، علاوه بر آن ورک شاپی برای دانشجویان این دانشگاه برگزار شد و درباره شناخت درست از ریشه های فرهنگ ایران که اساس اندیشه ی انسان های این سرزمین از شرق دور تا غرب است و همچنین شناخت بیشتر مکاتب هنری ایرانشهری سخنرانی کرد.
این آهنگساز و نوازنده تنبور، هفته پیش گفته بود: "هگل بر این اعتقاد است که تاریخ جهانی با ایران آغاز می شود! به اعتقاد این فیسلوف برجسته، آنچه در تاریخ، فلسفه و همه ی امور قابل تأمل و اساسی است "وحدت در کثرت" است. ایران یک آغاز تاریخ است، به خصوص اینکه در تحقیقات جدیدی که روی تاریخ ایران قبل از اسلام می کنند، بر این نکته تأکید می شود."
پور ناظری می گوید: هگل بر این اعتقاد است که تاریخ جهانی با ایران آغاز می شود! به اعتقاد این فیسلوف برجسته، آنچه در تاریخ، فلسفه و همه امور قابل تأمل و اساسی است "وحدت در کثرت" است. ایران یک آغاز تاریخ است، به خصوص اینکه در تحقیقات جدیدی که روی تاریخ ایران قبل از اسلام می کنند، بر این نکته تأکید می شود
او در ادامه با اشاراتى در نظریات دكتر طباطبایى در حوزه فلسفه ی سیاسى بیان كرده كه: "اگرچه هر ملتی ٓ از جمله ما- باید نگاهش به آینده باشد؛ اما در عین حال نباید این مساله را فراموش کنیم که ما تاریخ ملی داریم و به عنوان ملتی که دارای آگاهی تاریخی است تاریخ نوشتیم و در این میان زبان فارسی، نقش بسیار مهمی ایفا کرده است. طبق نظریات آریاسپ دادبه در حوزه تاریخ فرهنگ؛طرح مسئله مكاتب هنر ایران در ذیل علم شرق شناسی باعث وضع اصطلاحاتی شده است كه درعالم مافی الذاته وجود نداشته است و به كارگیری آن موجب سوءتعبیر و توهمی مضاعف خواهد بود. از آن جمله اصطلاح "هنر اسلامی" كه یك جعل جدید در علم شرق شناسی است و هیچ گاه در تاریخ اندیشه ایران و حتی جهان اسلام مدخلی نداشته است، حتی در نوشته های مستشرقین كه در داخل ایران تحقیق کرده اند، وجود ندارد و خود مسلمانان در تاریخ دوران اسلامی هم هیچگاه این اصطلاح را به كار نبردند. تجاهل اروپائیان در وضع این اصطلاح به عدم شناخت و تعمق نسبت به فرهنگ شرق باز می گردد و به دنبال نظم فكری خود و عادت به طبقه بندی كردن در پی این مدخل. مداخل هایی دیگر چون هنر سلجوقی، هنر مغولی و هنر تیموری و سبك هایی چون آراسبك و غیره را حاصل كرده است. در سخنرانی ام در این دانشگاه روی این مباحث تاکید دارم و سعی می کنم دانشجویان این دانشگاه را با این مفاهیم آشنا کنم."
این آهنگساز همچنین به تازگی "خداوندان اسرار" را با آواز "همایون شجریان" منتشر کرده است، قرار است "نیشتمان2" را پائیز سال 2016 در اروپا منتشر و بعد از آن، تور جهانی کنسرت هایش را آغاز کند. این پروژه به تهیه کنندگی کمپانی فرانسوی "آکورد کرایسز" پیش از این نیز در سراسر اروپا منتشر و با واکنش های مثبتی همراه شده بود. سهراب پورناظری و گروهش با این آلبوم، سنت و موسیقی کُرد را با ظرافت به نمایش گذاشته اند. قرار است کنسرت تصویری "آیینه ها" نیز از او در سال جاری منتشر شود.
«پورناظری» همچنین در سال گذشته ، اجراهای متفاوتی در خارج از ایران داشته است. اجرا در سالن اپرای شهر رنس فرانسه و همچنین تئاتر گابریل دورزیات شهر اپرنی این کشور از جمله ی آنان است. این نوازنده و آهنگساز در این اجراها، پروژه ی «سرزمین» را روی صحنه برد، پروژه ای موسیقایی که براساس موسیقی سرزمین های کرد نشین و با گویش های مختلف زبان کردی ساخته و تنظیم شده بود. این اثر همچنین در کشورهای فرانسه، بلژیک، هلند و اتریش اجرا شدند، برگزاری کنسرت همراه با گروه موسیقی «شمس» در تئاتر شهر پاریس نیز از دیگر اجراهای این نوازنده و آهنگساز است.
منابع:
- هنرآنلاین
- موزیک ایرانیان
هنری/موسیقی
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 22 فروردين 1395 ساعت: 15:56
بخش هنری تبیان

واگذاری موزه هنرهای معاصر تهران به بنیاد رودکی از دو هفته پیش از تعطیلات نوروز در شبکه های اجتماعی خبرساز و با واکنش رسانه ها و بیانیه انجمن هنرمندان نقاش ایران مواجه شد. بااین حال با پیگیری خبرنگاران، این موضوع شکل رسمی به خود گرفت و مسئولان وزارت ارشاد و بنیاد رودکی این واگذاری را تکذیب کردند. هرچند به گفته آنها موضوع واگذاری نهادهای عمومی به بخش خصوصی براساس اصل ٤٤ قانون اساسی دور از نظر نیست اما چندروز پس از تعطیلات نوروز بار دیگر موضوع واگذاری موزه هنرهای معاصر خبرساز شد. این بار باز هم انجمن هنرمندان نقاش خواستار پاسخ گویی مسئولان هنری کشور شد. تا اینکه روز ١٩ فروردین سایت معمارنیوز با انتشار اسنادی، از طرح واگذاری موزه هنرهای معاصر تهران، فرهنگ سرای نیاوران و موزه صبا به بنیاد رودکی خبر داد.
همین مسئله باعث شد تا هنرمندان و اهالی هنرهای تجسمی خواستار تجمع هنرمندان در مقابل موزه هنرهای معاصر در ساعت ١٥ روز شنبه ٢١ فروردین شوند. جمعیتی که در پاسخ به این وعده در مقابل موزه گرد آمده بودند از دقایقی قبل از ساعت ١٥ در محوطه باز موزه هنرهای معاصر جمع شدند. علاوه بر جوانان و دانشجویان، چهره هایی همچون محمدرضا اصلانی، بهرام دبیری، فرح اصولی، عباس مشهدی زاده، مهران احمدی، نادر سیحون و... در این مراسم حضور داشتند. هرچند نیروی انتظامی نیز با استقرار نیروهای خود در این محوطه حاضر شده بود اما برگزار کنندگان این برنامه از جمعیت خواستند به دور از هرگونه شلوغی و تشنج تنها نگرانی خود را نسبت به واگذاری موزه ابراز کنند و همین مسئله باعث شد تا چنین فضایی تا پایان مراسم نیز حفظ شود.
پس از آن ملانوروزی به سخنرانی پرداخت: همه جریان های هنری از چپ و راست و سایت ها و روزنامه های مختلف به جریان واگذاری موزه واکنش نشان دادند و این نشان دهنده اهمیت موزه و وابسته نبودن آن به جریان های مختلف است. همه آنهایی که اینجا جمع شده اند چه اخبار درستی شنیده باشند و چه نادرست، برای ماندگاری موزه به اینجا آمده اند. مخاطب نامه هایی که خوانده شد، من نبودم؛ اما به جهت اینکه شما در مقابل موزه هنرهای معاصر جمع شده اید خود را ملزم به پاسخ گویی می دانم
دقایقی بعد از آنکه جمعیت خواستار پاسخ گویی مسئولان ارشاد شدند، مجید ملانوروزی، مدیر دفتر هنرهای تجسمی و سرپرست موزه هنرهای معاصر، از داخل موزه به میان جمعیت آمد و پس از آن با استقرار بلندگو از آنها که در محوطه موزه گرد آمده بودند خواسته شد تا به حیاط موزه منتقل شوند و از این طریق شاهد سخنرانی باشند. بااین حال این پیشنهاد از سوی جمعیت مورد موافقت قرار نگرفت و آنها ترجیح دادند در محوطه روبه روی موزه بمانند. در ادامه، ملانوروزی نیز به این خواسته احترام گذاشت و با انتقال بلندگوها به روبه روی در اصلی موزه به میان جمعیت آمد.
مردم حاضر در این برنامه با نشستن روی زمین تلاش کردند آنها که در صف های پشت سر ایستاده اند نیز مراسم را ببینند. در ابتدا از معصومه مظفری، رئیس هیأت مدیره انجمن نقاشان، دعوت شد تا متن بیانیه ای را که این انجمن آماده کرده است قرائت کند. او با بیان اینکه این نامه سرگشاده به امضای چند انجمن از جمله انجمن هنرمندان نقاش ایران، انجمن مهندسان شهرساز، انجمن علمی نقاشی دانشگاه هنر، انجمن تصویرگران و انجمن سفالگران رسیده، نامه را برای حضار خواند: «اگر واکنش به موقع انجمن هنرمندان نقاش نبود و این موضوع در فضای مجازی دنبال نمی شد، امروز واگذاری موزه هنرهای معاصر به صورت پنهانی و در سکوت خبری انجام شده بود». همچنین در این نامه خطاب به وزیر آمده بود: «باید جلسه مشترکی با نمایندگان انجمن های هنری، هنرمندان و خبرنگاران با حضور وزیر تشکیل شود تا به پرسش های بی پاسخ در اذهان عمومی پاسخ داده شود و آرامش به جامعه هنری برگردد».
پس از آن ملانوروزی به سخنرانی پرداخت: «همه جریان های هنری از چپ و راست و سایت ها و روزنامه های مختلف به جریان واگذاری موزه واکنش نشان دادند و این نشان دهنده اهمیت موزه و وابسته نبودن آن به جریان های مختلف است. همه آنهایی که اینجا جمع شده اند چه اخبار درستی شنیده باشند و چه نادرست، برای ماندگاری موزه به اینجا آمده اند. مخاطب نامه هایی که خوانده شد، من نبودم؛ اما به جهت اینکه شما در مقابل موزه هنرهای معاصر جمع شده اید خود را ملزم به پاسخ گویی می دانم».
او بیان کرد: «موزه هنرهای معاصر به صورت دولتی اداره می شود و این موضوع معایب و محاسنی دارد؛ از سال گذشته که بازرسی کل کشور به موضوع هزینه ها وارد شد، نامه ای را دریافت کردیم که تمام درآمدهای موزه باید به خزانه دولت برود. یک سال واندی است که درآمدها به خزانه دولت ریخته می شود، به همین دلیل وزارت ارشاد برای اداره بهتر موزه نقطه نظراتی داشت».
وی همچنین توضیح داد: «در شورای توسعه تحول اداری بحث واگذاری مکان هایی مانند برج آزادی، تالار فردوسی و موزه هنرهای معاصر به بنیاد رودکی مطرح شد که ما خیلی در جریان این بحث نبودیم و آنها نامه ای کارشناسی از ما نخواستند. ما به بحث واگذاری موزه طبق بندهای قانونی به بنیاد رودکی اعتراض کردیم نه فقط به خاطر گنجینه موزه، بلکه به خاطر نقش سیاست گذاری و مستندسازی آن در هنر معاصر. آثار موزه، غرور ملی برای همه ماست و همه آنهایی که از خارج از کشور به دیدن گنجینه می آیند، با دیدن آن، نگاه دیگری به هنر ایران پیدا می کنند.
موزه یک جریان کاملا فرهنگی است که نمی توان به آن دست زد. اگر به بخش خصوصی واگذار شود هرکسی که پول بدهد، می تواند در آن نمایشگاه بگذارد و این، به کیان فرهنگ و هنر ضربه می زند».رئیس موزه هنرهای معاصر گفت: «مطرح شدن این موضوع در فضای مجازی باعث شد منتفی شدن بحث واگذاری موزه به بنیاد رودکی سریع تر انجام شود و طبق نامه ای مکتوب از معاونت توسعه منابع وزارتخانه، وزیر ارشاد ٢١ اسفندماه ٩٤ با واگذاری مدیریت این مکان به بخش غیردولتی مخالفت و بر استمرار مدیریت آن به شکل فعلی تأکید کرد. برهمین اساس، واگذاری موزه به طور کامل از دستور کار خارج شده است».ملانوروزی ادامه داد: «امیدوارم کمپین های تشکیل شده برای حمایت از موزه هنرهای معاصر حفظ شوند تا هر زمانی که در مدیریت و برنامه های آن خللی ایجاد شد همراه موزه باشند. دغدغه واگذاری مرتفع شده و نگرانی ای در این زمینه وجود ندارد».
سرپرست موزه هنرهای معاصر در بخش دیگری از سخنانش و در پاسخ به پرسش برخی حاضران درباره وضعیت گنجینه موزه هنرهای معاصر، گفت: «بخشی از آثار به دلیل مغایربودن با مقررات کشور، اجازه دیده شدن ندارند؛ اما از تمام آثار گنجینه عکس برداری شده و قرار است در پنج جلد برای نمایشگاه ملی به چاپ برسد. همه انجمن ها و رسانه هایی که درباره وضعیت آثار گنجینه دچار نگرانی و شبهه شده اند، می توانند نمایندگانشان را به موزه معرفی کنند تا این نگرانی ها از طرف موزه برای آنها رفع شود».
سپس عباس مشهدی زاده، هنرمند و پژوهشگر، در سخنانی گفت: «ما پیگیر محافظت از خانه مان خواهیم بود، نه امروز، نه فردا، بلکه تا وقتی که قلبمان می تپد؛ چون اینجا خانه فرهنگ است. هنر نگین فرهنگ است، ما از آجرهای اینجا هم محافظت می کنیم».
در خاتمه، از شرکت کنندگان دعوت شد تا بیانیه ای را که قرائت شده بود امضا کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 22 فروردين 1395 ساعت: 15:56
نمایشگاه عکس «چهار فصل فنلاند» توسط سفارت فنلاند در ایران و با همكاری معاونت فرهنگی شركت بهرهبرداری مترو در ایستگاه متروی تجریش از ۲۰ فروردین ماه برگزار می شود.
این نمایشگاه پس از افتتاح در روز ۲۰ فروردین ماه، به مدت ۲۵ روز تا ۱۵ اردیبهشت هر روز از ساعت ۵:۳۰ صبح تا ۲۲:۳۰ میزبان مردم است و مسافران مترو می توانند با حضور در این نمایشگاه شاهد مناظر بدیع و زیبایی از چهار فصل کشور فنلاند باشند.
هری کمراینن سفیر فنلاند در جمهوری اسلامی ایران با اشاره به نمایشگاه «چهارفصل فنلاند» و اکران آن در ایستگاه متروی تجریش گفت: متروی تجریش یک آتلیه بسیار خوب هنری است و وقتی نمایشگاهی در مترو برگزار می شود، به این معنی است که شهروندان نمی توانند از خودروی شخصی برای مراجعه به نمایشگاه استفاده کنند و همه باید با استفاده از مترو به این نمایشگاه بیایند.
به گفته وی، فنلاند با پیشینه قوی در حفظ و پاسداشت محیط زیست، بعد از دیدن علاقه ایرانیان به این حوزه، تصمیم گرفت چنین نمایشگاهی را در ابعاد بزرگ مترو برپا کند.
سفیر فنلاند که خود یکی از مسافران دائمی متروی تهران است، ادامه داد: در تمام طول زندگیام برای حفاظت از طبیعت تلاش کرده ام و با دیدن ایرانیان که چنین روحیه ای دارند، به وجد آمدهام.
کمراینن با اشاره به ویژگیهای این نمایشگاه گفت: این نمایشگاه همزمان با سفر کمیته روابط خارجی پارلمان فنلاند در ۲۰ فروردین ماه به ایران و با حضور آنان افتتاح می شود.
به گفته وی، بخشی از عکسهای به نمایش در آمده در این نمایشگاه متعلق به معاون کمیته روابط خارجی پارلمان فنلاند است. وی با سابقه ۴۰ سال نمایندگی پارلمان، از فعالان حوزه محیط زیست و از دوستداران طبیعت بوده و در این زمینه عکسهای به یادماندنی از فنلاند به تصویر کشیده است.
هری کمراینن، از همه شهروندان تهرانی خواست تا به منظور آشنایی با طبیعت فنلاند از این نمایشگاه دیدن کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 21 فروردين 1395 ساعت: 9:06

اسماعیل دوستی با اشاره به وظیفه شهرداری در زمینه ایجاد نشاط و پویایی در عرصه شهر گفت: وقتی شهر با نشاط باشد بر رفتار و روان شهروندان نیز اثر می گذارد در نتیجه شهر بانشاط به شاد بودن شهروندان کمک می کند.
وی درباره برپایی سالانه هنرهای شهری بهار تهران گفت: سالانه "بهارستان" طرح جالبی بود که از سوی سازمان زیباسازی شهر تهران برگزار و با استقبال مردم مواجه شد. بهتر است به خاطر این اقدام به جا از شهرداری تهران تشکر کنیم. این طرح سبب شد تا امسال شهر نسبت به سال های گذشته متفاوت تر باشد. این طرح در میادین، پارک ها، پیاده روها و.... اجرا شد به همین دلیل مردم به راحتی با این آثار هنری ارتباط برقرار کردند. این طرح سبب شد یک تحول در پویایی شهر ایجاد شود در نتیجه خبر از یک رستاخیز و رویداد طبیعی داد که همه به استقبال این رویداد مهم رفتند.
امیدوارم بیشتر از این در زیبایی شهر و مناظر شهری کوشش کنیم زیرا وجود آثار هنری در سطح شهر سبب آرامش روحی شهروندان می شود در نتیجه باید این اقدامات در سال چند بار تکرار شود تا سطح شهر زیباتر دیده شود.محیط شهری نیاز به تنوع دارد و این تنوع فقط از طریق آثار هنری میسر می شود. بسیاری از مردم هنوز با آثار هنری آشنا نیستند و برگزاری رویدادهایی همچون "بهارستان" سبب می شود مردم بیشتر با آثار هنری و هنرمندان آشنا شوند.
موسوی سرپرست معاونت فرهنگی و هنرهای شهری سازمان زیباسازی شهرداری تهران با اشاره به حضور هنرمندان حرفه ای در این دوره از طرح «بهارستان» بیان کرد: مشارکت هنرمندان حرفه ای در رشته های مختلف بسیار خوب بود و می توان گفت یکی از ویژگی های این دوره محسوب می شود. در همه گرایش های بهارستان، علاوه بر هنرمندانی که ثبت نام کرده بودند، هنرمندان مدعو نیز حضور داشتند که با اشتیاق در این رویداد حضور یافتند به طوری که در بخش گرافیک، نقاشی دیواری، مجسمه و حتی بخش فانتزی تخم مرغ های نوروزی حضور بیش از ۲۰۰ هنرمند جوان و پیشکسوت حرفه ای اتفاق کم نظیری بود. دغدغه ای که هنرمندان تراز اول ما برای ارائه آثارشان در فضای شهری و میان مردم دارند در این رویداد مشخص شد و نشان داد که هنرمندان حرفه ای ما که بسیاری از آنها آثارشان در گالری ها و نمایشگاه های مختلف با مبالغ بالا خرید و فروش می شود، چقدر ارتباط دو سویه با مخاطب برایشان مهم است.
کیانوش غریب پور، عضو هیات داوران بخش نقاشی دیواری و تخم مرغ های نوروزی با اشاره به اینکه سطح آثار در این دوره نسبت به دوره های قبل بالاتر بود، اظهار داشت: در مجموع سطح آثار این دوره نسبت به سال های قبل بالاتر است با این وجود در این دوره هم شاهد ضعف هایی هستیم که باید در آینده برطرف شود.
وی در این باره گفت: الگوهای تکراری، عادت ها و تلقی های کلیشه ای که میراث دوره های مختلف مدیریتی است باعث شده بود با آثاری روبرو شویم که شاید به زعم هنرمند جدید باشد اما از دید مدیریت سازمان زیباسازی، شورای هنری و کارشناسان این آثار تکراری هستند. معمولاً در فراخوان های این گونه رویدادهای هنری یک نقطه کور وجود دارد و آن هم این است که هنرمند نمی داند در نهایت چه اثری مدنظر تیم برگزارکننده و سفارش دهنده است. از سوی دیگر برخی از هنرمندانی که در این رویدادها شرکت می کنند بیش از اینکه هنرمند باشند علاقه مند به هنر هستند. جدای مواردی که به آن اشاره کردم که درصد کمی از آثار ارسال شده به دبیرخانه را شامل می شد، سطح بقیه آثار بسیار خوب بود و با سخت گیری هایی که در داوری شد در نهایت آثار قابل قبولی باقی ماند که البته باز هم با استانداردها و ایده آل های سازمان و داوران برابری نمی کند اما گامی رو به جلو به شمار می رود.
دغدغه ای که هنرمندان تراز اول ما برای ارائه آثارشان در فضای شهری و میان مردم دارند در این رویداد مشخص شد و نشان داد که هنرمندان حرفه ای ما که بسیاری از آنها آثارشان در گالری ها و نمایشگاه های مختلف با مبالغ بالا خرید و فروش می شود، چقدر ارتباط دو سویه با مخاطب برایشان مهم است
پرویز رستگار، هنرمند نقاش و مدعو بخش تخم مرغ های نوروزی رویداد "بهارستان" که در حال حاضر در شهر مشغول کشیدن نقاشی دیواری است، گفت: این روزها در حالی در رویداد "بهارستان" شرکت کرده ام که در شهر هم مشغول کشیدن نقاشی دیواری هستم. اگر هنرمندان بخواهند در شهر از ایده های جدید یا حجم های انتزاعی استفاده کنند مخاطبان دانش لازم را ندارند از این رو باید دانش نظری مردم در این زمینه ها ارتقا پیدا کند. پس از گذشت سال ها هنوز مردم با هنر سقاخانه ای هم آن طور که باید آشنایی ندارند آن وقت چطور می توان انتظار داشت که با حجم های هندسی با معماری غیرمتعارف آشنا باشند. اگر برگزاری چنین رویدادهایی به صورت مداوم اتفاق بیفتد و در کنار آن در زمینه هنری هم شاهد طرح موضوعات نظری باشیم آن وقت است که بیش از پیش شاهد تأثیرگذاری هنر در جامعه خواهیم بود.
سید لقمان پیرخضرانیان با بیان اینکه در اثری که برای بخش نقاشی دیواری سالانه "بهارستان" ارائه کرده بر روی تِم اصلی آثارش تاکید داشته، گفت: در نقاشی دیواری که در سالانه "بهارستان" ارائه کردم بر روی شیوه آثاری که همواره می کشیدم تاکید داشتم و به نوعی امضایم را بر روی اثرم گذاشتم.
مجموعه ای به نام "نوازنده ها" داشتم که آن را برای ارائه در فضای هنر شهری آماده کردم و در نهایت نیز این طرح اجرا شد. رویکردی که مردم نسبت به اثرم داشتند بسیار خوب بود و همین هم بسیار نظرم را جلب کرد. برای اثرم تلاش کردم تا بهترین شیوه اجرا را داشته باشم و خوشبختانه این اتفاق نیز رخ داد.
عبدالحمید زنگانه در مورد دو اثری که در کارگاه های رویداد "بهارستان" ارائه کرده، اظهار کرد: در یکی از آثارم بر روی موضوع سال میمون تکیه کردم و در متن اثرم آوردم "سال ۹۵ سال میمون و مبارک" تا از کلمه میمون در دو جنبه استفاده کنمدر چند سال اخیر با توجه به برگزاری رویدادهای مختلف هنری در سطح شهر شاهد ارتقای سطح سلیقه مخاطبان هستیم و همین امر هم کار گرافیست ها را سخت تر می کند.در حال حاضر مردم در طول روز با آثار زیادی برخورد می کنند و دیگر هر اثری با هر سطح کیفیتی را نمی پذیرند. البته مردم نیز نیاز دارند تا شاهد حضور هنر در سطح شهر خود باشند. حضور هنر در سطح شهر سبب می شود تا فشار روانی از روی مردم برداشته شود و برای لحظاتی آرامش را حس کنند. برگزاری رویدادهای هنری نظیر "بهارستان" یکی از مهم ترین عواملی است که کمک می کند تا مردم شهر تهران با آرامش بیشتری در شهری که دوست دارند، زندگی کنند.
لازم به یادآوری است، رویداد هنری "بهارستان" (سالانه هنرهای شهری بهار تهران) در بخش های مجسمه، هنرهای محیطی، گرافیک، نقاشی دیواری و تخم مرغ های نوروزی همزمان با ایام نوروز ۱۳۹۵ در تهران برگزار شد و تا پایان فروردین ماه ادامه دارد.
منابع:
- مهر
- هنر آنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 21 فروردين 1395 ساعت: 9:06
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

او به واسطه عکس های پانورامیک خود از بناهای قدیمی ایرانی در جهان معروف شده و رسانه های معتبری چون دیلی میل، هافینگتون پست و تلگراف با انتشار عکس های او به تمجید از کارهایش پرداخته اند.محمدرضا در مورد نقطه شروع عکاسی در زندگی اش می گوید: تقریبا در ۷ یا ۸ سال پیش اولین دوربین دیجیتالم را خریدم. هر چند آن موقع کاملا تفریحی عکاسی می کردم و فکر نمی کردم بخواهم به صورت جدی عکاسی را دنبال کنم. هر از چند گاهی از زیبایی های مازندران، دریا، غروب آفتاب و یا جنگل عکاسی می کردم. ۵ سال پیش بود که عکس هایی را از بناهای تاریخی مصر و سایر کشور ها دیدم، با دیدن آنها الهام گرفتم و پیگیر آموختن جدی تر عکاسی شدم تا بتوانم عکس های مشابهی را خودم تهیه کنم.
دومیری سعی کرده در درجه اول ویژگی ذاتی بنا را در عکس هایش برجسته کند؛ اگر بنایی متقارن است به بهترین شکل تقارن را ترسیم کند، اگر نور ویژگی منحصر به فرد بناست بر روی آن متمرکز شود و در صورت وجود ستون های زیاد با انتخاب زاویه دید مناسب، به فضای داخلی ایجاد شده توسط آن ها و نحوه اثر گذاریشان بر دید بیننده توجه داشته باشد.
آرام آرام پیش رفتم، مطالب آموزشی زیادی را از اینترنت خواندم و در انجمن های عکاسی و فروم ها عضو شدم (اکثرا به زبان انگلیسی چون با موارد مشابه ایرانی ارتباط خوبی بر قرار نکردم). در نهایت اولین دوربین حرفه ای ام را ۴ سال پیش، تابستان دقیقا همین ایام بود که خریدم. علاقه ی من در عکاسی از بناهای تاریخی و نمادها بوده و هست و معمولا از لنز های بسیار عریض و یا تکنیک پانوراما برای به تصویر کشیدن تمامی بنا و جزئیات کامل آن ها در یک عکس استفاده می کنم، همچنین به عکاسی منظره و طبیعت نیز علاقه دارم. در این ۴ سال همیشه سعی کرده ام با سایر عکاسان (مخصوصا عکاسان جوان و هم سن و سال خودم) چه در داخل و چه در خارج ارتباط داشته باشم و از آن ها یاد بگیرم.
همچنین عکس هایم را در سایت های داخلی و خارجی برای نقد شدن و ارزیابی قرار می دادم و این روند بسیار کمکم کرد تا در واقع طی این ۴ سال به آرامی پیشرفت کردم و به اینجا رسیدم. می دانیم که هر کدام از بناهای معروف و تاریخی ایران ویژگی منحصر به فرد خودش را دارد، به عنوان مثال یکی از این موارد کاشی کاری های منحصر به فرد موجود است، مکان هایی دارای تقارن مثال زدنی. و دیگری استفاده از ستون های فراوان برای جداسازی فضای داخلی است. جهت دهی و کاربرد نور، شیشه های رنگی و غیره. همچنین در عکاسی ازدوربین کانن ۷D، لنز چشم ماهی یا فیش آی و همین طور لنز واید استفاده می کنم.

وی افزود: معمولا قبل از عکاسی تحقیق می کنم و عکس های زیادی را می بینم و تصمیم می گیرم که به چه شکل عکاسی کنم یا چه وقتی برای عکاسی مناسب است و اگر نیاز بود مجوز های لازم را نیز قبل از سفر تهیه می کنم. ولی عکس هایی هم بوده اند که به صورت اتفاقی ثبت شده اند.
دومیری سعی کرده در درجه اول ویژگی ذاتی بنا را در عکس هایش برجسته کند؛ اگر بنایی متقارن است به بهترین شکل تقارن را ترسیم کند، اگر نور ویژگی منحصر به فرد بناست بر روی آن متمرکز شود و در صورت وجود ستون های زیاد با انتخاب زاویه دید مناسب، به فضای داخلی ایجاد شده توسط آن ها و نحوه اثر گذاریشان بر دید بیننده توجه داشته باشد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 21 فروردين 1395 ساعت: 9:06

عکاسی مد، شاخهای از عکاسی است که هدفش به تصویر کشیدن لباس و فرآوردههای مرتبط با آن است. تصویر لباس، کفش، عینک و... که معمولاً بر تن یک مدل پوشانده میشوند در مجلات و آثار تبلیغاتی منتشر میشود تا مخاطبان با آنها آشنا شوند. عکاسی مد گونهای از عکاسی تبلیغاتی نیز محسوب میشود چون با برجسته کردن زیباییهای لباس و سایر محصولات وابسته، تلاش میکند مخاطب را به خرید آنها ترغیب کند. در واقع مخاطب با دیدن این عکسها با آن همذاتپنداری کرده و خود را در قالب آن مدل تصور میکند و میخواهد که آن لباس را داشته باشد. اگرچه عکاسی مد به منظور تبلیغ محصول انجام میشود، اما ماهیت پر تنوع و مهیج مد باعث میشود عکسهای آن هم تفاوتی با سایر کارهای تبلیغاتی داشته باشد و این تصاویر معمولاً در لوکیشینهای نامانوس، با طراحی خاص و نورپردازیهای مهیج تهیه شوند. اما صحنه پردازیها و فیگورهای گوناگون نباید باعث فراموشی هدف اصلی این کار که نشان دادن لباس به بهترین حالت است بشوند.بابک برزویه عکاس باسابقهای است که در مورد تفاوتهای عکاسی مد با شاخههای دیگر عکاسی میگوید: فیگور دادن و ارائه فیگور در این شاخه خیلی مهم است. عکاس باید هم عکاسی پرتره را بلد باشد و هم لباس را بشناسد، اما از همه مهمتر روابط عمومی است. وقتی عکاسی مد میکنید باید با مدل ارتباط راحت داشته باشید تا او جلوی شما راحت بایستد. قواعد و روابط عمومی در این زمینه و نحوه ارتباط با مدل و راحت بودن او بسیار مهم است.فریدون قیصریپور هم عکاس دیگری است که درباره مساله مد و عکاسی آن میگوید: متاسفانه در کشور ما هنوز تعریف درستی از مساله مد و عکاسی آن نداریم به همین خاطر برنامه مدون درستی نیز در این راستا وجود ندارد. عکاسی مد صرفاً عکسبرداری از یک شخص زیبا نیست، بلکه در بطن این مساله یک نگاه خاص و برنامه مشخص وجود دارد، اتفاقی که هنوز در ایران به ندرت دیده میشود.قیصریپور ادامه داد: عکاسی مد صرفاً استفاده از دوربین برای بیان زیبایی نیست بلکه قطعاً اشاره به قابلیتها و احساس طراح نیز دارد و این پایه تفکر اولیه برای آغاز عکاسی مد است. عکاسی مد حاصل یک تفکر آنی نیست بلکه ابتدا یک برنامه و نگاه مؤلف در آن حضور دارد و سپس بر اساس آن ایده و نگاه هوشمندانه به تصویر کشیده میشود. این کار باید با برنامهریزی انجام شود و فضای پس زمینه، نور صحنه، آرایش مدل و خیلی از عوامل دیگر در خدمت طراح و عکاس هستند تا نتیجه کاملتر به دست آید.او با بیان اینکه برای عکاسی مد باید بدانیم نوع عکاسی متعلق به کدام گروه سنی است و جامعه مخاطب را چه کسانی تشکیل میدهند، افزود: وقتی عکاسی بر اساس نگاه فروش انجام میشود باید هوشمندانهتر عمل کنیم. به همین خاطر در این عرصه به نگاه جامعه شناسی هم نیاز داریم، یعنی یک عکاس مد موظف است بداند تولید برای چه جامعهای صورت میگیرد و بخشهای فنی آن را در نظر بگیرد.جمشید بایرامی، عکاس و منتقد هنری هم در این زمینه میگوید: امروزه عکاسی مد در دنیا جایگاه بسیار مهم و تخصصی دارد چرا که به وسیله یک جریان و گردش اقتصادی معتبر و گسترده هدایت میشود. در واقع بسیاری از کمپانیها و برندهای معتبر مد را به عنوان ابزاری برای ارائه کالاهای خود میدانند لذا عکاسی مد تأثیر مهمی در بازاریابی و ارائه کالاها برای این افراد دارد.این عکاس ادامه داد: نبود برندهای معتبر و تولیدکنندگان قدرتمند در عرصه پوشاک از جمله مسائلی است که سبب شده است نتوانیم مقوله عکاسی مد را به عنوان یک صنعت وابسته دنبال کنیم چرا که قطعاً برای شروع حرفهای نیازمند درخواست و نیازسنجی هستیم که این مسئله هنوز در کشور به شکل علمی وجود ندارد.بایرامی افزود: لباس ایران این ظرفیت را دارد که بر روی آن کار کنیم و من معتقدم که با به روز شدن آن میتوانیم برای نسل جدید و قشرهای مختلف پوشاک کاربردی طراحی کنیم که به راحتی جامعه را از یکنواختی نجات دهد و به سمت ایده و فکرهای نو بکشاند، لذا نباید عرصه عکاسی را خالی بگذاریم تا فرهنگهای بیگانه جای خود را از طریق این خلأ محکم کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت: 14:04
نمایشگاه عکس «چهار فصل فنلاند» توسط سفارت فنلاند در ایران و با همكاری معاونت فرهنگی شركت بهرهبرداری مترو در ایستگاه متروی تجریش از ۲۰ فروردین ماه برگزار می شود.
این نمایشگاه پس از افتتاح در روز ۲۰ فروردین ماه، به مدت ۲۵ روز تا ۱۵ اردیبهشت هر روز از ساعت ۵:۳۰ صبح تا ۲۲:۳۰ میزبان مردم است و مسافران مترو می توانند با حضور در این نمایشگاه شاهد مناظر بدیع و زیبایی از چهار فصل کشور فنلاند باشند.
هری کمراینن سفیر فنلاند در جمهوری اسلامی ایران با اشاره به نمایشگاه «چهارفصل فنلاند» و اکران آن در ایستگاه متروی تجریش گفت: متروی تجریش یک آتلیه بسیار خوب هنری است و وقتی نمایشگاهی در مترو برگزار می شود، به این معنی است که شهروندان نمی توانند از خودروی شخصی برای مراجعه به نمایشگاه استفاده کنند و همه باید با استفاده از مترو به این نمایشگاه بیایند.
به گفته وی، فنلاند با پیشینه قوی در حفظ و پاسداشت محیط زیست، بعد از دیدن علاقه ایرانیان به این حوزه، تصمیم گرفت چنین نمایشگاهی را در ابعاد بزرگ مترو برپا کند.
سفیر فنلاند که خود یکی از مسافران دائمی متروی تهران است، ادامه داد: در تمام طول زندگیام برای حفاظت از طبیعت تلاش کرده ام و با دیدن ایرانیان که چنین روحیه ای دارند، به وجد آمدهام.
کمراینن با اشاره به ویژگیهای این نمایشگاه گفت: این نمایشگاه همزمان با سفر کمیته روابط خارجی پارلمان فنلاند در ۲۰ فروردین ماه به ایران و با حضور آنان افتتاح می شود.
به گفته وی، بخشی از عکسهای به نمایش در آمده در این نمایشگاه متعلق به معاون کمیته روابط خارجی پارلمان فنلاند است. وی با سابقه ۴۰ سال نمایندگی پارلمان، از فعالان حوزه محیط زیست و از دوستداران طبیعت بوده و در این زمینه عکسهای به یادماندنی از فنلاند به تصویر کشیده است.
هری کمراینن، از همه شهروندان تهرانی خواست تا به منظور آشنایی با طبیعت فنلاند از این نمایشگاه دیدن کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت: 14:04

اسماعیل دوستی با اشاره به وظیفه شهرداری در زمینه ایجاد نشاط و پویایی در عرصه شهر گفت: وقتی شهر با نشاط باشد بر رفتار و روان شهروندان نیز اثر می گذارد در نتیجه شهر بانشاط به شاد بودن شهروندان کمک می کند.
وی درباره برپایی سالانه هنرهای شهری بهار تهران گفت: سالانه "بهارستان" طرح جالبی بود که از سوی سازمان زیباسازی شهر تهران برگزار و با استقبال مردم مواجه شد. بهتر است به خاطر این اقدام به جا از شهرداری تهران تشکر کنیم. این طرح سبب شد تا امسال شهر نسبت به سال های گذشته متفاوت تر باشد. این طرح در میادین، پارک ها، پیاده روها و.... اجرا شد به همین دلیل مردم به راحتی با این آثار هنری ارتباط برقرار کردند. این طرح سبب شد یک تحول در پویایی شهر ایجاد شود در نتیجه خبر از یک رستاخیز و رویداد طبیعی داد که همه به استقبال این رویداد مهم رفتند.
امیدوارم بیشتر از این در زیبایی شهر و مناظر شهری کوشش کنیم زیرا وجود آثار هنری در سطح شهر سبب آرامش روحی شهروندان می شود در نتیجه باید این اقدامات در سال چند بار تکرار شود تا سطح شهر زیباتر دیده شود.محیط شهری نیاز به تنوع دارد و این تنوع فقط از طریق آثار هنری میسر می شود. بسیاری از مردم هنوز با آثار هنری آشنا نیستند و برگزاری رویدادهایی همچون "بهارستان" سبب می شود مردم بیشتر با آثار هنری و هنرمندان آشنا شوند.
موسوی سرپرست معاونت فرهنگی و هنرهای شهری سازمان زیباسازی شهرداری تهران با اشاره به حضور هنرمندان حرفه ای در این دوره از طرح «بهارستان» بیان کرد: مشارکت هنرمندان حرفه ای در رشته های مختلف بسیار خوب بود و می توان گفت یکی از ویژگی های این دوره محسوب می شود. در همه گرایش های بهارستان، علاوه بر هنرمندانی که ثبت نام کرده بودند، هنرمندان مدعو نیز حضور داشتند که با اشتیاق در این رویداد حضور یافتند به طوری که در بخش گرافیک، نقاشی دیواری، مجسمه و حتی بخش فانتزی تخم مرغ های نوروزی حضور بیش از ۲۰۰ هنرمند جوان و پیشکسوت حرفه ای اتفاق کم نظیری بود. دغدغه ای که هنرمندان تراز اول ما برای ارائه آثارشان در فضای شهری و میان مردم دارند در این رویداد مشخص شد و نشان داد که هنرمندان حرفه ای ما که بسیاری از آنها آثارشان در گالری ها و نمایشگاه های مختلف با مبالغ بالا خرید و فروش می شود، چقدر ارتباط دو سویه با مخاطب برایشان مهم است.
کیانوش غریب پور، عضو هیات داوران بخش نقاشی دیواری و تخم مرغ های نوروزی با اشاره به اینکه سطح آثار در این دوره نسبت به دوره های قبل بالاتر بود، اظهار داشت: در مجموع سطح آثار این دوره نسبت به سال های قبل بالاتر است با این وجود در این دوره هم شاهد ضعف هایی هستیم که باید در آینده برطرف شود.
وی در این باره گفت: الگوهای تکراری، عادت ها و تلقی های کلیشه ای که میراث دوره های مختلف مدیریتی است باعث شده بود با آثاری روبرو شویم که شاید به زعم هنرمند جدید باشد اما از دید مدیریت سازمان زیباسازی، شورای هنری و کارشناسان این آثار تکراری هستند. معمولاً در فراخوان های این گونه رویدادهای هنری یک نقطه کور وجود دارد و آن هم این است که هنرمند نمی داند در نهایت چه اثری مدنظر تیم برگزارکننده و سفارش دهنده است. از سوی دیگر برخی از هنرمندانی که در این رویدادها شرکت می کنند بیش از اینکه هنرمند باشند علاقه مند به هنر هستند. جدای مواردی که به آن اشاره کردم که درصد کمی از آثار ارسال شده به دبیرخانه را شامل می شد، سطح بقیه آثار بسیار خوب بود و با سخت گیری هایی که در داوری شد در نهایت آثار قابل قبولی باقی ماند که البته باز هم با استانداردها و ایده آل های سازمان و داوران برابری نمی کند اما گامی رو به جلو به شمار می رود.
دغدغه ای که هنرمندان تراز اول ما برای ارائه آثارشان در فضای شهری و میان مردم دارند در این رویداد مشخص شد و نشان داد که هنرمندان حرفه ای ما که بسیاری از آنها آثارشان در گالری ها و نمایشگاه های مختلف با مبالغ بالا خرید و فروش می شود، چقدر ارتباط دو سویه با مخاطب برایشان مهم است
پرویز رستگار، هنرمند نقاش و مدعو بخش تخم مرغ های نوروزی رویداد "بهارستان" که در حال حاضر در شهر مشغول کشیدن نقاشی دیواری است، گفت: این روزها در حالی در رویداد "بهارستان" شرکت کرده ام که در شهر هم مشغول کشیدن نقاشی دیواری هستم. اگر هنرمندان بخواهند در شهر از ایده های جدید یا حجم های انتزاعی استفاده کنند مخاطبان دانش لازم را ندارند از این رو باید دانش نظری مردم در این زمینه ها ارتقا پیدا کند. پس از گذشت سال ها هنوز مردم با هنر سقاخانه ای هم آن طور که باید آشنایی ندارند آن وقت چطور می توان انتظار داشت که با حجم های هندسی با معماری غیرمتعارف آشنا باشند. اگر برگزاری چنین رویدادهایی به صورت مداوم اتفاق بیفتد و در کنار آن در زمینه هنری هم شاهد طرح موضوعات نظری باشیم آن وقت است که بیش از پیش شاهد تأثیرگذاری هنر در جامعه خواهیم بود.
سید لقمان پیرخضرانیان با بیان اینکه در اثری که برای بخش نقاشی دیواری سالانه "بهارستان" ارائه کرده بر روی تِم اصلی آثارش تاکید داشته، گفت: در نقاشی دیواری که در سالانه "بهارستان" ارائه کردم بر روی شیوه آثاری که همواره می کشیدم تاکید داشتم و به نوعی امضایم را بر روی اثرم گذاشتم.
مجموعه ای به نام "نوازنده ها" داشتم که آن را برای ارائه در فضای هنر شهری آماده کردم و در نهایت نیز این طرح اجرا شد. رویکردی که مردم نسبت به اثرم داشتند بسیار خوب بود و همین هم بسیار نظرم را جلب کرد. برای اثرم تلاش کردم تا بهترین شیوه اجرا را داشته باشم و خوشبختانه این اتفاق نیز رخ داد.
عبدالحمید زنگانه در مورد دو اثری که در کارگاه های رویداد "بهارستان" ارائه کرده، اظهار کرد: در یکی از آثارم بر روی موضوع سال میمون تکیه کردم و در متن اثرم آوردم "سال ۹۵ سال میمون و مبارک" تا از کلمه میمون در دو جنبه استفاده کنمدر چند سال اخیر با توجه به برگزاری رویدادهای مختلف هنری در سطح شهر شاهد ارتقای سطح سلیقه مخاطبان هستیم و همین امر هم کار گرافیست ها را سخت تر می کند.در حال حاضر مردم در طول روز با آثار زیادی برخورد می کنند و دیگر هر اثری با هر سطح کیفیتی را نمی پذیرند. البته مردم نیز نیاز دارند تا شاهد حضور هنر در سطح شهر خود باشند. حضور هنر در سطح شهر سبب می شود تا فشار روانی از روی مردم برداشته شود و برای لحظاتی آرامش را حس کنند. برگزاری رویدادهای هنری نظیر "بهارستان" یکی از مهم ترین عواملی است که کمک می کند تا مردم شهر تهران با آرامش بیشتری در شهری که دوست دارند، زندگی کنند.
لازم به یادآوری است، رویداد هنری "بهارستان" (سالانه هنرهای شهری بهار تهران) در بخش های مجسمه، هنرهای محیطی، گرافیک، نقاشی دیواری و تخم مرغ های نوروزی همزمان با ایام نوروز ۱۳۹۵ در تهران برگزار شد و تا پایان فروردین ماه ادامه دارد.
منابع:
- مهر
- هنر آنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت: 14:04
بخش هنری تبیان

حمیدرضا عاطفی معاون اجرایی خانه موسیقی اعلام کرد: استاد جواد لشگری از نوازندگان و آهنگسازان پیشکسوت موسیقی ایرانی صبح روز سه شنبه ۱۷ فروردین ماه در سن ۹۳ سالگی در منزلش دار فانی را وداع گفت.
وی ادامه داد: طبق برنامه ریزی هایی که انجام گرفته روز پنجشنبه ۱۹ فروردین ماه پیکر این هنرمند از تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع می شود.
استاد جواد لشگری از هنرمندانی است که خدمات با ارزشی به موسیقی ایران کرد و آثاری که از وی به جا ماند نمایانگر استعداد او در ساختن آهنگ هایی در مایه های اصیل موسیقی ایرانی است.
زنده یاد جواد لشگری جلد اول آثار خود را با شعر شعرای طراز اول به نام «صد آهنگ» به چاپ رسانیده و جلد دوم آن نغمه های «دل انگیز» نام دارد
او به سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد و در جوانی برای فراگیری و نواختن ویلن به ترتیب نزد استاد ابوالحسن صبا و مهدی خالدی و پس از این دو نفر به کلاس احمد فروتن راد رفت و ردیف های موسیقی ایرانی و چند کتاب خارجی را نزد او فرا گرفت. مرحوم لشگری ابتدا همکاری خود را با رادیو، در سال ۱۳۲۶ با نواختن آهنگی به نام فتنه که شعر آن از رهی معیری بود آغاز کرد و از سال ۱۳۲۸ رسماً در ارکسترهای مهدی خالدی، مرتضی محجوبی، ابراهیم منصوری و حسین یاحقی شرکت کرد.
وی در سال ۱۳۳۲ به سرپرستی ارکستر بزرگ رادیو انتخاب شد و تا سال ۱۳۳۵ سرپرستی این ارکستر را به عهده داشت.
زنده یاد جواد لشگری جلد اول آثار خود را با شعر شعرای طراز اول به نام «صد آهنگ» به چاپ رسانیده و جلد دوم آن نغمه های «دل انگیز» نام دارد.
وی در قالب چند آلبوم با نام های خوش آمدی، گل میخک و عشق گمشده، ترانه ها و تصانیف قدیمی بانضمام آثار جدید خود را با صدای علیرضا افتخاری منتشر کرد که جزو پرفروشترین آلبوم های موسیقی ایران محسوب می شدند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1395 ساعت: 15:17

سپهر سعادتی مدیر برنامه و یکی از اعضای گروه درباره این اجرا و حواشی پیش آمده گفت: باور کنید ما هم به مانند شما هنوز از از لغو یا استمرار آن خبر نداریم. البته اگر قرار بود لغوی صورت بگیرد حتما تا به امروز به ما اعلام می شد، ما جدا از این کنسرت در شهر پرایس هم به صحنه خواهیم رفت. در اولین روزهای سال انفجارهای هماهنگ در فرودگاه بین المللی بروکسل و یکی از ایستگاه های قطار شهری این شهر به کشته و زخمی شدن چند نفر منجر شد. این اتفاق سبب لغو تمامی برنامه های اجرایی شد.
به جز سیامک سپهری (نوازنده تار و سرپرست گروه)، فرزاد مرادی (خواننده، نوازنده دوتار، سه تار، قوپوز و تارباس)، بهزاد مرادی (خواننده، نوازنده دف، دهل، نقاره و کوزه)، اکبر اسماعیلی پور (تار)، محمد مظهری (کمانچه)، یاور احمدی فر (دف، دایره، دهل و پیپه)، سارا نادری (دوتار، سه تار، رباب، نقاره و تنبک)، نگار اعزازی (دف، دایره و دهل)، امید مصطفوی (تنبک، ضرب و تمپو)، صبا جمالی (قانون)، یاسر نوازنده (بالابان، قرنه، نی، دوزله و دونلی)، مائده دوستی (کمانچه آلتو)، بیتا قاسمی (قیچک باس)، فرزاد خورشیدسوار (دف، دایره و دهل) و سپهر سعادتی (کنترباس) سایر اعضای گروه رستاک برای اجرای این کنسرت بزرگ را تشکیل خواهند داد.
رستاک تابستان 1376 به سرپرستی سیامک سپهری تأسیس شد. رستاک در تجربیات خود نگاهی کاربردی به عناصر شنیداری فرهنگ های فولکلور ایران داشته که حاصل آن بیش از 15 سال فعالیت در زمینه های مختلفی همچون تحقیقات میدانی، آموزش و پژوهش، ساخت موسیقی برای فیلم و تئاتر، طراحی و ساخت آلبوم های موسیقی و اجرای کنسرت بوده است. این گروه تاکنون سه آلبوم با نام های "رنگواره های کهن"، "همه اقوام من" و "سورنای نوروز" منتشر کرده است.
گروه «رستاک» سعی دارد در اجرای قطعات نواحی به گونه ای عمل کند که به ساختار ملودی و شعرش خدشه ای وارد نشود.
پیش از این زینب کاظم خواه در مورد نحوه شکل گیری گروه رستاک اظهار داشت، ۱۴ سال پیش بود که اولین جرقه های راه اندازی یک گروه موسیقی در ذهن سیامک سپهری زده شد. کم کم دوستانش به او پیوستند و گروه «رستاک» را شکل دادند، گروهی که با استفاده از موسیقی نواحی ایران و روایتی تازه از آهنگها فولکلوریک موسیقی مخاطب پسندی را روانه بازار کردند. آنها هر قدر که جلوتر آمدند مخاطبانشان در ایران و خارج از کشور بیشتر شد و رفته رفته جایگاه خاصی در بین مخاطبان موسیقی ایران به دست آوردند.
رستاک در تجربیات خود نگاهی کاربردی به عناصر شنیداری فرهنگ های فولکلور ایران داشته که حاصل آن بیش از 15 سال فعالیت در زمینه های مختلفی همچون تحقیقات میدانی، آموزش و پژوهش، ساخت موسیقی برای فیلم و تئاتر، طراحی و ساخت آلبوم های موسیقی و اجرای کنسرت بوده است
سیامک سپهری یکی از اعضای این گروه معتقد است، فعالیت گروه «رستاک» بر مبنای جمعی که در آن هستند شکل گرفت، نه این که فعالیت را تعریف کنیم و جمعی دور هم قرار گیرند. وی بیان کرد، خود من به واسطه آقای درویشی و اردلان با موسیقی محلی برخورد کردم و به مرور برایم این موسیقی خیلی جذاب شد. از همان ابتدای کار، قرار گرفتن درکنار دوستانی که هر کدام به نوعی با موسیقی محلی ارتباط داشتند و بعضی -به واسطه این که در فرهنگ خاصی رشد کرده بودند- عمقی تر با این موسیقی ارتباط داشتند، باعث شد که در جو کاری «رستاک» این پتانسیل به وجود بیاید و شروع کار ما با موسیقی محلی باشد. در واقع این چند گونگی فرهنگی در رستاک کمک کرد که ما از ابتدا خیلی جدی -هم از درون و هم از بیرون- با این فرهنگ ارتباط پیدا کنیم.
پیش از این فرزاد مرادی یکی دیگر از اعضای این گروه نیز در مورد هنر محلیشان اظهار داشت: فکر می کنم چیزی که توجه مردم را جلب کرد، این بود که ما چگونه روی زبان های مختلف کار می کنیم. فکر می کنم در مقابل کارهای دیگری که در مجموعه انجام شده، این کار به نظر کار سختی نیست. یعنی مجموعه کارهای سخت تری هم صورت گرفته، مثلا در بخش آهنگ سازی وسواس زیادی به خرج داده شد که آهنگی که ساخته می شود، لحن آن منطقه را داشته باشد که این کار در مقابل کار کردن روی لهجه بسیار سخت تر بود. برای رسیدن به لحن هر منطقه مجبور بودیم که سازهای آن منطقه را یاد بگیریم و بچه ها موسیقی آن را گوش کنند. برای این کار همچنین سازهایی که در کارمان استفاده نکرده بودیم، گوش می کردیم که ببینیم چه عاملی باعث می شود که لحن موسیقی آذری ایجاد شود، به گونه ای که وقتی موسیقی آذری گوش می کنیم، فضای این موسیقی به ذهن مان می آید.
درگذشته خیلی ها موسیقی محلی کار می کردند، شعر را که مهم ترین عامل موسیقی محلی است، فارسی می گذاشتند که بعد حالت کمیک پیدا می کرد، ولی ما فکر کردیم که این بخش مهم باید باشد و همچنین شعر و لهجه و ساز هر قطعه ای باید برای همان منطقه باشد از این رو سراغ اساتیدی که در این زمینه تخصص داشتند می رفتیم. خیلی اوقات در ضبط مجبور می شدیم از چند ناظر ضبط استفاده کنیم، هم ادیب و هم و موسیقیدان در کنار ما حضور داشتند. ما سعی کردیم تا جایی که ممکن است کار به درستی انجام شود، احیانا اگر ضعفی وجود داشته از توان ما خارج بوده است، اما امیدواریم که این ضعف ها کم و کمتر شود.
این گروه در مدت فعالیت خود کنسرت های متعددی در کشورهای ایران، آمریکا، انگلستان، اتریش، آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، هلند، سوئد، کانادا، استرالیا، هندوستان، ژاپن، مالزی، امارات متحده عربی، بلاروس و... داشته است.
منابع:
- هنر آنلاین
- جناب موزیک
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1395 ساعت: 15:17
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1395 ساعت: 15:17
سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

همانطور که در "مقاله پیش" عنوان شده ، هنر تزئینی ایرانی دارای هفت اصل است که این اصول عبارت اند از: اصل اسلیمی ، اصل ختایی ، اصل فرنگی ، اصل نیلوفر ، اصل ابر ، اصل واق ، اصل رومی (گره).
در این مقاله توضیحی در مورد "اصل اسلیمی" ( اصل اول از هفت اصل تزئینی هنر ایران) بیان می شود:
اصطلاح اسلیمی که از واژه اسلامی الهام گرفته شده ابتدا در قرن نهم هجری در متون به کار می رفت و بعدها در دوره صفویان کاربرد عمومی پیدا کرد.
« اصل اسلیمی عبارت بود از مهارت در کار بست خطوط هم رَس و در هم تنیده که به تناوب از هم دور می شدند و سپس به یکدیگر می پیوستند . مایه ی اصلی اسلیمی، طبیعت بود ؛ ساقه ی یک درخت با برگ های آن که هنرمند در آن خیال پردازی های خود را با احساسش در می آمیخت تا شکل تزئینی دلنشینی پدید آورد . در این شکل بندی ها ، رنگ جذابیت ویژه ای داشت و با هماهنگی و یکدستی خاصی به کار می رفت. رنگ در اسلیمی گاه به رنگ طبیعت نزدیک می شد و گاه دور و در حقیقت بازتاب مستقیمی از روح لطیف هنرمند بود . از این جاست که اسلیمی را می توان ملهم از روح و درونیات معنوی هنرمند مسلمان دانست که شکوه آسمانی و زمینی را در یک جا منعکس می کرد .از ویژگی های عمده ی اسلیمی یک شاخه ی کشیده بود که مرتب زاد و ولد می کرد و شبکه ای از شاخه ها و ساقه های فرعی، برگدار و متوازن را به وجود می آورد و با چسبیدن به ساقه ی اصلی تکثیر می یافت. این حرکت بی انتها و موزون که با تکرار متقارن خطوط منحنی صورت می گرفت ، نقشی را پدید می آورد که متوازن و فارغ از هر نوع تنش بود . تعریف فضا در اسلیمی از راه خط و چگونگی جلوه های پیچیده ی سه بعدی از طریق تغییرات عرض و رنگ و بافت صورت می گرفت . شبکه های زیر بنایی گیاهی و هندسی که بر نقوش هندسی حاکم بود به اصول ریاضی اتکا داشت .»1
مایه ی اصلی اسلیمی، طبیعت بود ؛ ساقه ی یک درخت با برگ های آن که هنرمند در آن خیال پردازی های خود را با احساسش در می آمیخت تا شکل تزئینی دلنشینی پدید آورد . در این شکل بندی ها ، رنگ جذابیت ویژه ای داشت و با هماهنگی و یکدستی خاصی به کار می رفت.
به دلیل اینکه پژوهشگران برای اولین بار نقوش اسلیمی را در سرزمین اعراب یافتند نام «ارابسک» یا «عربسک» را بر این نقوش نهادند؛ اولین نمونه ارابسک در نقوش نمای بیرونی قصر المشتی یا کاخ زمستانی ولید دوم ، خلیفه اموی یافت شده که در آن از نقش تاک نیز استفاده شده است . اما ارابسک به نقش تاک بسنده نمی کند و در پیچ و تاب های خود که درخت زندگی را بیان می کند، از انجیر، کنگر، انار، کاج، نخل و غیره نیز بهره می برد .
به دلیل این تنوع نقوش گیاهی که در ارابسک وجود دارد هنر پژوهان ارابسک را به چهار طبقه تقسیم کرده اند:
1-ارابسک توریقی: از برگ های متصل و یا ساقه های نازک گیاهی ، اشکال در هم تنیده ای چه ساده و چه پیچیده پیدا می کند .
2-ارابسک طوماری: که منشا اصلی آن یک ساقه قابل انعطاف گیاهی در یک تکثیر نا متناهی است .
3- ارابسک ماری: تقریبا شبیه به ارابسک طوماری ولی منفرد و غیر متصل است .
4-ارابسک خرطوم فیلی: شبیه به خرطوم فیل است و که به یک یا دو سر خرطوم است ، این نوع ارابسک هنگامی که به دو سر خرطوم تبدیل می شود به آن اسلیمی (دهان اژدری) هم گفته می شود.

اصطلاح اسلیمی برای اولین بار در گزارش کاری که "جعفر بایسنقری" درباره هنرمندان کتابخانه سلطنتی برای بایسنقر میرزا تنظیم می کرد، بکار رفته شده که این گزارش «عرضه داشت» جعفر بایسنقری نام دارد . به غیر از این مورد هنرمندانی در نسخه های مکتوب دیگری نیز نام و اصطلاح اسلیمی را آورده اند . نویدی شیرازی ، دوست محمد هروی ، قطب الدین محمد قصه خوان ( با تکیه بر نوشته های نویدی شیرازی ) اختراع اسلیمی را امیر المومنین (ع)نسبت می دهند.
صادقی بیک افشار، قاضی احمد قومی و همچنین قطب الدین محمد قصه خوان از اسلیمی به عنوان اصل نخست هنر کتاب آرایی ایران نام می برد . در رابطه با واژه اسلیمی برخی معتقدند که کلمه اسلیمی دارای ریشه ترکی است . اما بهتر است که اسلیمی را به عنوان کلمه ای بعد اسلامی (مقلوب اسلامی) بدانیم با توجه به این که منشاء این نقش مایه را باید در پیش از اسلام ایران جستجو کرد . در رابطه با خواص اسلیمی باید بیان داشت که اسلیمی از انعطاف پذیری حیرت انگیزی برخورد دار است که گاه با سایر اصول هفتگانه در می آمیزد و شکلی نو دارای توازن و تعادل در نهایت زیبایی ایجاد می کند .
1. بته جقه: تکرار دو دایره است درون یک دایره بزرگ (گره یا بند)
2. سر اسلیمی: عنصری است که با قرار گرفتن بر انتهای اسلیمی تزئین اسلیمی را بیشتر می کند .
3. گره و چنگ: گره یا بند نیز بستی است میان دو اسلیمی مکرر که موقع دور و گردش اسلیمی آن را از یکنواختی در می آورد که وابسته به مهارت هنرمند است .اما چنگ بزرگتر از گره است ، اندازه چنگ بستگی به اندازه اسلیمی دارد .
4. نشان: عنصری است که موجب پنهان کردن محل شروع ساقه ها در اسلیمی می شود ، نشان ها گاهی در درون نشانی دیگر نیز ترکیب می شوند .
پی نوشت:
1- آژند، یعقوب، هفت اصل تزئینی هنر ایران، نشر پیکره، (1393) ، ص(54 و 55)
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1395 ساعت: 4:03
فرآوری: سمیه فروغی-بخش هنری تبیان
حسین محجوبی هنرمند نقاش و یار دیرینه ابوالحسن قائمی دراین باره گفت: حسن قائمی معروف به حسن کفاش، یکی از قدیمی ترین نقاشان خود آموخته ایران در 100 سال اخیر بود. او از زمانی که الکسی گورگیز هنرمند روسی تبار ساکن ایران به کار گرافیک مشغول بود، با هنر آشنا شد و به صورت خود آموخته مشغول به کار شد.

وی افزود: آثار قائمی به مرور توانست مورد توجه نقاشان مدرنیست ایرانی قرار گیرد و در نهایت نیز جلیل ضیاء پور به آثار او توجه ویژه ای داشت و نخستین نمایشگاه این هنرمند را او برپا کرد. قائمی از جمله نقاشانی بود که هزاران تصویر از داستان های قرآنی را با خودکار رنگی به نام خود به ثبت رسانده است. علاوه بر این اغلب سوژه های این هنرمند طبیعت شمال، مردم و موضوعات اجتماعی است که به شیوه کاملا ابتدایی کار شده اند. وی تا روزهای پایانی عمرش همچنان نقاشی می کرد، به طوری که در یک سال اخیر مجموعه ای را با تکنیک رنگ روغن و اکرولیک خلق کرده بود. در نهایت این هنرمند 83 ساله در شب 13 فروردین ماه بر اثر کهولت سن و تنگی نفس درگذشت.
ابوالحسن قائمی متولد سال ۱۳۱۴ در شهر رشت بود و از اساتید نقاشی او می توان به آلکس گِوِرگیس اشاره کرد. قائمی به رغم فعالیت قابل توجه در دهه 30 و 40 شمسی، از جمله برگزاری نمایشگاه مشترک به همراه سهراب سپهری در موزه هنر مدرن آمریکا، از آن به بعد ارتباط چندانی با دنیای هنر نداشت.
اینک در خلال این اتفاق غم انگیز، به پاس نام نیک و بلند استاد حسن قائمی، یادی از وی و آثار ارزشمند او بر خاطر می نشانیم...
سال گذشته بود که مراسم بزرگداشتی به پاس این استاد عالی رتبه برگزار شد، محمدحسن حامدی، مدیر مسئول و سردبیر مجله تندیس، درمراسم بزرگداشت این استاد گرانقدر می گفت: استاد قائمی انسانی بسیار متواضع، هنرمندی فرهیخته و البته انزواگرا است. من وقتی زندگی استاد قائمی را بررسی می کنم، همواره به یک بیت از شعر سعدی می رسم که می گوید: «بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال، عاقبت چون سر زلف تو شدم سوایی». استاد قائمی به شواهد موجود پرکار ترین هنرمند روزگار ما است اما با وجود پرکاری و خلاقیت مداوم، کمتر امکان عرضه آثارشان در 4 دهه اخیر فراهم شده است.

عباس مشهدی زاده نیز می گفت هرچه درباره قائمی گفته شده هنوز بسیار کم است، من حدود 40 سال بود که آقای قائمی را گم کرده بودم ، درباره مرد دوست داشتنی صحبت می کنیم به نام حسن قائمی، پسربچه 10-12 ساله ای بود که بسیار کسان معتقد بوده اند که او را کشف کردند.
قائمی از جمله نقاشانی بود که هزاران تصویر از داستان های قرآنی را با خودکار رنگی به نام خود به ثبت رسانده است. وی تا روزهای پایانی عمرش همچنان نقاشی می کرد، به طوری که در یک سال اخیر مجموعه ای را با تکنیک رنگ روغن و اکرولیک خلق کرده بود
نخستین فارغ التحصیل دانشگاهی نقاشی ایران یعنی جلیل ضیاپور، معتقد بود که او قائمی را کشف کرد. ژازه تباتبایی که خیلی دیرتر از آن دانشکده فارغ التحصیل شد، معتقد بود که او این مرد را کشف کرد. مارکو گریگوریان، مرد دیگرپذیر هنر نقاشی ایران، آورنده پدیده بی ینال به ایران، معتقد بود او قائمی را کشف کرده است. احسان طبری نیز معتقد بود قائمی را او کشف کرده است. چطور همه این افراد معتقد بودند که حدود 60 سال پیش این استعداد را کشف کرده بودند؛ زیرا آنها دانشگاهی ها و روشنفکران تهران بودند و حسن قائمی آن زمان کفش واکس می زد. اینها متوجه شدند که این پسربچه نقاشی می کند، چون یک چیزهایی به دیوار می چسباند. هر کس به نوعی با او ارتباط برقرار می کرد؛ یکی کاغذ می آورد، یکی مقوا، یکی مدادرنگی، قوطی رنگ و ... می آورد و بدین ترتیب معتقدند که آنها او را کشف کرده اند. بی گمان او یکی از نخستین هنرمندان خودآموخته ایران به شمار می رود که خیلی ها را به خودش جذب کرد.

بهنام کامرانی، منتقد هنری و پژوهشگر هنرهای تجسمی، در خلال آن نمایشگاه و بزرگداشت می گفت : عجیب آنکه ما تا چند وقت پیش او را نمی شناختیم. اگر هم می شناختیم، نسل خودم و کمی قبل تر را می گویم، آشنا نبودیم که واقعا او چه نقشی داشته است. شاید اگر آقای قائمی فقط خاطراتش را مکتوب کند، خودش تاریخ جذابی از موقعیت روشنفکری هنر مدرن و همچنین شعر شود چون ایشان همانند نقاشی شعر هم می گفته اند. وی هنرمند خودآموخته ای است که آمیزه های مدرن را در کارش استفاده می کند. شاید شما اگر مش اسماعیل، مکرمه یا خانم سرتختی و ... را در نظر بیاورید اینها هنرمندانی هستند که خیلی آشنایی با هنر مدرن پیدا نمی کنند ولی آقای قائمی از این مرحله رد می شود و در کلاس های هنری حضور پیدا می کند با نقاشان اخت می شود. به خارج سفر می کند و کار نقاشان جهان را می بیند و با هنرمندان نقاش و شاعر آن زمان همنشین می شود.

استاد قائمی در واقع با فرم ها و ترکیب بندی ها بازی می کند. دسته دیگری از طراحی های او، آثاری است که جنبه های نمادین پیدا می کنند شاید با آشنایی با سقاخانه ای ها؛ واقعا نمی شود گفت که آیا ژازه روی قائمی تاثیر گذاشته است یا قائمی بر روی او و شاید این تأثیر متقابل بوده است.
آثار قائمی واقعا چیزی کمتر از هنرمندان معاصر و بنام زمان خودش ندارند و هنوز هنرمندان ما چنین آثاری را ارائه می دهند و آثار آقای قائمی کاملا بر موضوعات زنده و امروزی منطبق است حتی در زمینه نقاشی خط.
کریمی نیز در خلال این بزرگداشت می گفت، مردم تشنه این گونه هنر هستند، پشت آثار قائمی تفکر، تعمق و عشق هست اما شاید از همه آثار استاد قائمی مهم تر، اثری باشد که او 5 دهه از عمرش را روی آن گذاشته و شاید یک سونامی در هنر باشد؛ او تمام آیه های قرآن را به تصویر کشیده است. چیزی حدود 24-25 هزار تصویر در متن قرآن که فکر می کنم اتفاقی است که اصلا در تصور کسی نمی گنجد. وی در مورد استاد قائمی می گفت: استاد به من گفته است دو آرزو بیشتر در زندگی اش ندارد یکی اینکه تابلوی بهارش را بکشد و دیگری تابلوی پاییز؛ البته تمام آثار استاد بهاری است.
مرحوم استاد حسن قائمی می گفت: نقاشی یعنی زیبایی، هرچه که زیباست نقش است. هر کسی بتواند رنگ را با آن ظرف اصلی اش به کار ببرد، هنرمند است کسی که بتواند زیباسازی کند. رنگ مهم ترین نکته در نقاشی است البته باید بگویم که رنگ بیشتر متد فرانسوی است و طرح بیشتر ایتالیایی است و من در این زمینه بیشتر متد فرانسوی هستم و به رنگ بسیار علاقه دارم. طراحی برای من ظرف است و دوست دارم آن را با رنگ پر کنم و پدیده ی زیبایی بیافرینم.
« روحش شاد و قرین رحمت الهی باد »
منابع:
- هنرآنلاین
- ایسکا نیوز
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1395 ساعت: 4:03
بخش هنری تبیان

پژوهش در نقش گل و مرغ و بررسی آثار برجای مانده در موزه های ایران و جهان می تواند اطلاعاتی ژرف و دست اول به پژوهشگر ارائه کند. جلد گل و مرغ (نقاشی زیر لاکی) موجود در موزه ملک یکی از این نمونه هاست. گل و مرغ نماد موهبت الهی و تجلی ظریف و لطیف آفریدگار است که به زیبایی بر جلد دعای کمیل موزه ملک نقش بسته است. در بررسی این اثر از نظر روش توصیفی - تحلیلی است که به شیوه اسنادی با مداقه در یک اثر موجود در موزه ملک به معرفی این اثر می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که یکی از نقوش به کاررفته در دوره های مختلف، نقش گل و مرغ است که در بسیاری از آثار تجلی می یابد. جلوه های پرنده و مرغ در هنر ایرانی پیشینه ای به بلندای تاریخ دارد.
استفاده از نقوش پرندگان و گل ها روی آثاری چون سفالینه ها و دیوارنگاره ها رایج بوده و در سیر تحول خود در دوره اسلامی جایگاه خاصی دارد. اصولا هنر ایران زیبایی ها را نشان می دهد و بهشتی جاودان را معرفی می کند؛ چه در جلدها و قلمدان ها، چه در قالی و دستبافت ها و چه در کاشی ها و قلمزنی ها به خوبی خودنمایی می کند. گل و مرغ نماد عطیه الهی است. گفت وگوی عاشقانه گل با مرغ نیز به تسبیح گویی خداوند و ذکر حق تشبیه می شود. گل مقام معشوق را دارد و پرنده (مرغ)، عاشق. در سیر تحول این نقوش در دوره اسلامی، نقش ها ظرافت و کمال یافته تا گل و مرغ به عنوان طرحی اصیل در هنرها جایگاه خاصی داشته باشد.
با ابداع انواع «جلدهای روغنی» نگارگران توانستند چیره دستی و مهارت نقاشی خود را بر جلدها نیز جلوه گر کنند و به این ترتیب، پوشش اوراق کتاب، خود جلوه گاهی از نقش های دل انگیز اندرون آن شود. با استناد به قول ابوریحان بیرونی این روش از زمان حیات او یعنی بین سال های (٤٤٠ ٣٦٢ ه ) در ایران معمول و متداول بوده است. ابوریحان در شرح خواص لاک چنین می نویسد: «لاک نوعی است از صمغ که رنگ او سرخ باشد و در سجستان (سیستان) پوست بز (میش) را بدان رنگ کنند». نمونه های باقی مانده از دوران های اولیه اسلامی از جلدهای میشین با رنگ لاکی ساده، خود گواه آن است؛ ولی استفاده از لاک با اسلوبی پیشرفته تر، در دوران های میانه اسلامی به کار رفته است... در قرن نهم در هرات و در قرن دهم و یازدهم در تبریز و سپس اصفهان و دیگر مراکز هنری نیز بدین روش جلدهایی لاکی ساخته و پرداخته شد. در دوران صفویه، در زمان شاه طهماسب جلد مقوایی نقاشی شده لاکی مرسوم گشته و از آن به بعد رواج کلی یافت. طرز کار به این ترتیب بود که روی جلد مقوایی را ابتدا با لایه نازک خمیر گچ می پوشاندند و پس از آنکه خشک شد، روی آن را یک ورقه نازک لاک می گرفتند. به این ترتیب، بوم مناسب کار نقاشی آماده می شد و نقاشان و طراحان و مصوران چیره دست را قادر می ساخت تا برای نخستین بار روی جلدها را نیز مانند سطوح اوراق کاغذ، نقاشی و تزئین کنند. (بیانی، ١٣٧٢. ١٦)
از آنجا که موزه ها نقش بسیار مهمی در شناسایی فرهنگ و هنر دارند، با بررسی آثار موزه ای می توانیم کمک شایانی در شناسایی فرهنگ برداریم. آنچه مشخص است خیلی از این آثار نیاز به پژوهش و معرفی دارند. نبوغ و خلاقیت هنرمندان ایرانی در این آثار به چشم می خورد که با تحقیق بر آن می توان شیوه و تکنیک مورد استفاده در هر دوره و هر هنرمند را استخراج و در اختیار دانشجویان و هنرآموزان قرار داد.
- نقاشی لاکی (پاپیه ماشه): نوعی نقاشی آبرنگ روی اشیای مقوایی (قلمدان، جلد کتاب، قاب آیینه، رحل قرآن، جعبه آرایش، سینی و...)، که رویه آن با ماده جلادهنده [لاک] پوشانده می شود. در ایران از اواخر سده یازدهم ه به خصوص در هنرهایی چون قلمدان نگاری رایج شد. (پاکباز، ١٣٧٩. ٥٩٠) این اصطلاح به اشیای مقوایی که با نگارگری روی آن تزئین و با لاک ویژه ای پوشش داده می شد اطلاق شد. هنرمند ابتدا مقوا یا تخته نازک صافی را به اندازه نیازی که داشت تهیه می کرد و روی آن را چندبار لاک می زد تا منافذ ریز آن از بین برود. سپس با لایه نازکی از گچ روی آن را می پوشاند و سپس سمباده می زد، صیقل می داد و روی آن را با آبرنگ نقاشی می کرد. در پایان کار، روی آن را لاک می زد تا از اثرات رطوبت و گرد و غبار مصون ماند. (اسکندری، ١٣٨١. ١٤٨)
- نقاشی گل و مرغ: اصطلاحی برای توصیف یک گونه از نقاشی قدیم ایرانی است که دارای موضوع گل، برگ، پرندگانی چون بلبل و گاه پروانه بود. نقاشان غالبا، در بازنمایی موضوع از طبیعت مایه می گرفتند و اسلوب پرداز به کار می بردند. به صورت نقاشی مستقل یا در ارتباط با برخی هنرهای کاربردی (چون قلمدان نگاری) متداول بوده است. (پاکباز، ١٣٧٩. ٥٨٨)
جلدهای لاکی از نفیس ترین نمونه های جلدهای دوره اسلامی به شمار می آیند. شیوه ساخت این جلدها یکی از زیرمجموعه های ساخته های لاکی به شمار می آید. هنر لاکی در عصر قاجار به نهایت اوج و شکوفایی خود رسید.
آثار موجود در موزه های ایران و جهان گنجینه ای ارزشمند از هنرهای ایرانی را در خود دارد و شناخت این نمونه ها ما را در آگاهی از سابقه این هنرها و هنرمندان آن یاری می کند. یکی از مهم ترین موزه های خصوصی در ایران که در سال های اخیر تحولی اساسی یافته و جزء استانداردترین موزه های ایران است، کتابخانه و موزه ملک است که این اثر در آن محفوظ است؛ اثری از دوره قاجار که احتمالا به قلم محمود مذهب باشی شیرازی است.
محمود مذهب باشی شیرازی: مذهب باشی شیرازی در تذهیب و زرافشانی و حل کاری، کمال استادی را داشت. این هنرمند علاوه بر صنعت تذهیب در کتابت خطوط نیز دست داشت و آنها را خوش می نوشت. استاد محمود در صنعت تذهیب یگانه شهر بود و در چهره پردازی و شبیه سازی، قدرت قلم دقیقی داشت و صورت ها را شبیه و طبیعی عمل می آورد. فرصت الدوله شیرازی، در کتاب آثار عجم خود، راجع به میرزامحمود و خویشان وی چنین می نویسد: «میرزامحمود مذهّب باشی فرزند میرزایوسف برادر بزرگ تر میرزا علی نقی خوش نویس است و در تذهیب کمال تسلط را دارد و همچنین برادر ایشان میرزااسدلله مذهّب و زرنشان کار است و از نجبای روزگار است».
وی با «رقم احقر عبادلله محمود مذهب باشی» امضاء می کرد. (کریم زاده تبریزی، ١٣٧٠. ١١١٧)
این جلد دارای نقش کلی بوته و پرنده با حاشیه های بسیار زیباست. در ترنج میانی گل و مرغی نقش بسته، در لچک های آن با گل های ظریف تر تزئین شده. دو حاشیه با جدول کشی جلد را همانند قابی در میان گرفته است که با جدولی طلایی از هم جدا شده اند. ترنج میانی نیز با دو ردیف اسلیمی قاب شده، در میان این دو اسلیمی با گل و برگ کوچک پر شده است.
روی جلد نقش دو مرغ و یک پروانه دیده می شود. همان طور که در ابتدا بیان شد، نقش گل و مرغ یکی از نقوش رایج در هنر ایران است و پیشینه ای طولانی دارد. تصاویر واقعی از پرندگان را با قوه خیال در هم آمیخته و چشمان یکی از این دو مرغ بسته است. این گونه روایت می کنند که مرغ صبورانه در انتظار شکوفایی گل نشسته و تمام شب را در انتظار شکفتن آن بیدار می ماند. اما درست در لحظه شکفتن گل، به خواب می رود و بازشدن آن را نمی بیند. پرنده به حالتی سرمستی از زیبایی گل از عالم ماده جدا شده و صعود به عالم غیرمادی در می آورد و گویی در باغی جاودان نشسته است که گل های آن خزان ندارد و پژمرده نمی شود و مرغان دائما در حال سرودن نغمه ها و در انتظار بازشدن غنچه ها و شکوفه ها نشسته اند.
از آنجا که موزه ها نقش بسیار مهمی در شناسایی فرهنگ و هنر دارند، با بررسی آثار موزه ای می توانیم کمک شایانی در شناسایی فرهنگ برداریم. آنچه مشخص است خیلی از این آثار نیاز به پژوهش و معرفی دارند. نبوغ و خلاقیت هنرمندان ایرانی در این آثار به چشم می خورد که با تحقیق بر آن می توان شیوه و تکنیک مورد استفاده در هر دوره و هر هنرمند را استخراج و در اختیار دانشجویان و هنرآموزان قرار داد.
منابع و مآخذ:
بیانی، سوسن. (١٣٧٢). تاریخچه لاک سازی، اهمیت کاربرد لاک و جلای روغنی در هنرهای ایرانی. موزه ها. ش ١٥. پاییز و زمستان. تهران.
پاکباز، رویین. (١٣٧٩). دائره المعارف هنر (نقاشی، پیکره سازی و هنر گرافیک). ج٢. فرهنگ معاصر. تهران. اسکندری، مینا (١٣٨١). نقاشی روغنی (لاکی) پاپیه ماشه. کتاب ماه هنر. تهران.
کریم زاده تبریزی، محمدعلی. (١٣٧٠)، احوال و آثار نقاشان قدیم ایران. ج ٣. چ ١. مستوفی. لندن.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1395 ساعت: 14:54